و از عظيمترين آفات
[ m . a 49 ]
آنكه سست و كاهل مىشود در تحصيل سعادت از آن راه كه گمان مىكند كه به هر كمالى « 1 » فايز شده و مستغنى است و « 2 » اين البته هلاك صريحى است « 3 » كه شبههاى در « 4 » آن نيست .
فصل [ در اعجاب به اسباب تكبر ]
بدان كه گاه مىباشد كه عُجب آدمى به اسبابى مىباشد كه به آن تكبّر مىكند و علاجش آن است كه در مبحث تكبّر مذكور شد .
و گاه عجب به غير از اسباب تكبّر مىباشد مانند عجب داشتن به رأى غلطى كه از راه جهل زينتى از براى صاحبش داده مىشود . و از اين نوع عجبْ حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله خبر داده كه بر مردمانِ آخر الزَّمان غالب خواهد شد . و هر امّتى از امّتها وقتى كه فرقههاى بسيار مىشدند « 5 » به سبب عجب به رأى هلاك شدند و هر طايفهاى خوشنود مىباشند « 6 » به طريقهاى كه مىدارند . و جميع اهل بدعتها و گمراهى از راه عجب به رأيها « 7 » مُصرّ بر آن بدعت و گمراهى مىباشند .
و عجب به رأى عبارت است از آنچه ميل نفسانى و شبههها آدمى را به رأيى مىكشاند و گمان مىبرد كه حقّ است . و علاج اين نوع عجب دشوارتر از ساير عجبهاست از براى آنكه صاحب رأىِ غلط جاهل مىباشد « 8 » به غلط خود و اگر داند كه غلط است ترك آن را خواهد نمود . و مرضى را كه آدمى نداند علاج آن را نمىكند .
و عالم مىتواند « 9 » كه ظاهر سازد جهلِ جاهل را و او را از جهل بيرون آورد مگر در
هامش
( 1 ) . كمالى /sگمانى !
( 2 ) .a- و .
( 3 ) . صريحى است /a sصريح است .
( 4 ) .a+ سر .
( 5 ) . مىشدند /a sمىشوند .
( 6 ) . مىباشند /aمىباشد .
( 7 ) . به رأيها /mبر اينها !
( 8 ) . مىباشد /aاست .
( 9 ) . مىتواند /sمىتوان .