تو گردانيده ، و گردانيده است از فاسقان باعثِ خيرات را و آنچه به آنها دعوت مىكند و آن بواعث را بر تو مسلّط كرده تا بر تو اتيان به طاعات و بر ايشان اتيان بر معصيتها
[ m . a 50 ]
ميسّر و آسان شده ، و آنچه خداى عزّ و جلّ با تو و با ايشان كرده بىسابقهء نيكى تو و بدون سابقهء بدى از ايشان شده .
روايت است كه حضرت ايّوب پيغمبر عليه السلام در مناجات به خداى عزّ و جلّ گفت :
الهى ! تو مرا مبتلا به اين بلا كردهاى و حال آنكه هرگز چيزى بر من وارد نشده مگر آنكه خواهش تو را بر « 1 » خواهشِ خود اختيار كردهام . بعد از آن ندايى از ابر به ده هزار آواز به وى آمد كه : اى ايّوب ! اين اختيار را از كجا آوردهاى ؟ پس ايّوب خاكسترى برداشت و بر سر ريخت و گفت : خدايا ! آن اختيار از جانب توست . و از اين فراموشى بازگشت نمود و نسبت داد او را به خداى تعالى . و از براى همين است كه در قرآن مجيد وارد شده :
« وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً »
« 2 » يعنى اگر فضل و رحمت خدا بر شما نمىبود يك كس از شما نيكوكار نمىبود .
و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند كه : هيچ كس از شما نيست كه عمل او موجب نجاتش شود . پس پرسيدند كه : شما نيز به عمل نجات نخواهيد يافت ؟ فرمودند كه :
من نيز به عملِ خود نجات نخواهم يافت مگر آنكه رحمت خدا شامل حال من شود « 3 » .
و علاجى كه قاطع مادّهء عجب است آن است كه مذكور شد ، و هركه را اين حالت « 4 » بر دلش غالب شود ترس سلب اين نعمت باز مىدارد « 5 » او را از عجب داشتن .
هامش
( 1 ) .a- خواهش تو را بر .
( 2 ) . نور : 21 .
( 3 ) . صحيح مسلم 8 : 140 . مسند أحمد 2 : 235 .
( 4 ) .m- حالت .
( 5 ) .a+ و !