عظيمى « 1 » تصوّر نموده « 2 » به كردههاى خود مىبالد و مىنازد ، گويا كه در عملها ناز و عشوه مىكند .
و همچنين گاه مىباشد « 3 » به شخصى چيزى عطا مىكند و آن را عظيم مىشمرد و منّت بر آن كس مىگذارد و « 4 » صاحب عجب مىگردد . و اگر چنانچه او را نيز خدمت فرمايد يا آنكه تكليفات شاقّه نمايد و توقّعات بىاندازه داشته باشد و استبعاد نمايد از آنكه مطالب او را سرانجام نداده صاحب ادلال خواهد بود . در قرآن مجيد در معرض مذمّت و انكار اين آيه نازل شد « 5 » :
« وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ »
« 6 » يعنى در روز جنگ حنين بسيارىِ عدد شما را به عجب درآورد « 7 » و تكيه بر « 8 » آن نموده از استمداد خداوندگار غافل گرديده شكست خورديد « 9 » .
و در موضعى ديگر وارد شده :
« وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا »
« 10 » يعنى گمان بردند قبيلهء بنى نضير كه حصارها و قلعههاى ايشان مانع خواهد بود از آمدن عذاب الهى ، پس عذاب خداى تعالى « 11 » بر ايشان نازل شد « 12 » از آنجا كه گمان نداشتند .
و نيز در قرآن واقع شده :
« وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً »
« 13 » يعنى كارهاى بد مىكنند و گمان مىبرند كه بسيار خوب مىكنند . و اين حالت نيز به عجب به عمل برمىگردد .
هامش
( 1 ) . نزد خداى عزّ و جلّ منزلت عظيمى /s aمنزلت عظيمى نزد خداى تعالى .
( 2 ) .s a+ و .
( 3 ) .s a+ كه .
( 4 ) .s a- و .
( 5 ) . شد /s aشده .
( 6 ) . توبه : 25 .
( 7 ) . درآورد /s aدرآورده .
( 8 ) . بر /a sبه .
( 9 ) . خورديد /sخورده .
( 10 ) . حشر : 2 .
( 11 ) .a- ى تعالى .
( 12 ) . شد /mشده .
( 13 ) . كهف : 104 .