تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
پيامبر صلّى اللّه عليه واله گردد . ليلى همراه همسر وفرزند وساير همراهان امام حسين عليه السّلام راهى كربلا شد ودر آن واقعه جانگداز حضور داشت ، « 1 » أو شاهد همه ظلمها ومصيبتها ، شهادت فرزند وهمسرش بود وهمه دردها ورنجها را در راه خدا وبراي أطاعت از مولا وامامش با صبر وشكيبايى تجمل كرد . يقينا ليلى كه همسر امام حسين عليه السّلام بوده ودر واقعه كربلا نيز حضور داشته ، از گفتار يا افعال امام عليه السّلام مطلبي نقل كرده است ؛ ليكن در منابع مورد بررسى ، يافت نشد .

180 . ليلى الغفارية

ليلى غفارى از أصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه واله ومجاهدى جنگجو بود كه همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه واله براي مداواى مجروحين ومراقبت از بيماران در جنگها شركت مىكرد . فضايل : هنگامى كه علي بن أبي طالب عليه السّلام به طرف بصره حركت كرد ، ليلى همراه آن حضرت بود ؛ نزد عايشه رفت وگفت : آيا از رسول خدا درباره فضيلت على چيزى شنيده‌اى ؟ عايشه گفت : بله . على بر پيامبر صلّى اللّه عليه واله وارد شد درحالىكه رسول خدا صلّى اللّه عليه واله نزد من بود . على ميان ما نشست ، به أو گفتم : جايى وسيعتر از اينجا نيافتى ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه واله فرمود : اى عايشه برادرم را برايم آزاد بگذار . أو اولين كس است كه اسلام آورد ، وآخرين فرد است در عهد وپيمان با من واولين كس است كه در قيامت مرا ملاقاة مىكند . از چه كسى روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وعلي عليه السّلام . چه كسى از وى روايت كرده است : محمد بن قاسم طايى . أحاديث : محمد بن قاسم طايى از ليلى غفارى روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه واله به عايشه فرمود : « هذا علىّ اوّل الناس ايمانا » : « 2 » على اولين فردى است كه ايمان آورد . أبو عمر وحارثة بن أبي رحال از عمره از ليلى غفارى نقل كرده‌اند كه گفت : « دخلت على رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله في بيت عائشة وعلىّ خارج من عندها . فسمعته يقول لعائشة : انّ هذا احبّ الرّجال الىّ وأكرمهم » : « 3 » در خانه عايشه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وارد شدم وعلى بيرون خانه بود و
هامش
( 1 ) . مقتل الحسين : 2 ، 30 . ( 2 ) . الاستيعاب : 4 ، 464 ؛ اصابه : 4 ، 402 ؛ موسوعة حياة الصحابيات : 685 . ( 3 ) . اصابه : 4 ، 403 ؛ موسوعة حياة الصحابيات : 686 .
محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 272 | نهلا غروي نائيني