تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
زوج النّبى ( ص ) فقالا : معاذ اللّه سبحان اللّه ، فقال : ما أقول لكما أن تكون تظنان شرّا ، ولكنّى قد علمت انّ الشيطان يجرى من الانسان مجرى الدّم » : « 1 » درحالىكه پيامبر صلّى اللّه عليه واله در مسجد معتكف بود ، براي سخن گفتن با آن حضرت به سوى أو رفتم . شبى از شبها برخاست تا مرا به خانه‌ام برساند ، دو مرد از أنصار با أو روبرو شدند ، چون پيامبر را مشاهد كردند شرمنده شده برگشتند . رسول خدا صلّى اللّه عليه واله فرمود : بياييد ، اين صفيه همسر پيامبر است . گفتند : پناه بر خدا ، منزه است خدا . حضرت صلّى اللّه عليه واله فرمود : چيزى برايتان نمىگويم كه گمان كنيد شر است ، اما مىدانم كه شيطان در رگهاى انسان حركت مىكند . طبرانى با سند خود از كنانه ( مولى صفيه ) از صفيه روايت مىكند كه گفت : « دخل علىّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وانا ابكى فقال : « ما يبكيك يا ابنة حيى ؟ » قلت : بلغني انّ عائشة وحفصة تنالان منّى وتقولان نحن خير منها ، نحن بنات عمّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وأزواجه . قال : « أفلا قلت كيف تكونان خيرا منّى وأبى هارون وعمّى موسى وزوجي محمّد صلّى اللّه عليه واله ؟ » : « 2 » رسول خدا صلّى اللّه عليه واله بر من وارد شد درحالىكه گريه مىكردم ، پرسيد چرا گريه مىكنى ؟ گفتم : عايشه وحفصة پشت سر من حرف مىزنند ومىگويند : ما از صفيه بهتر هستيم . ما دخترعموها وزنان پيامبريم . حضرت فرمود : آيا تو به آنان نمىگويى چگونه شما از من بهتر هستيد درحالىكه پدر من هارون وعمويم موسى وشوهرم رسول خدا صلّى اللّه عليه واله است . طبرانى يازده حديث از راويان صفيه نقل كرده كه برخى از آنها نظير يكديگرند . « 3 » بخارى ، مسلم ، أبو داود ، ترمذى ، نسائي وابن ماجة ، أحاديث صفيه را ذكر كرده‌اند . « 4 »

140 . صفيّه بنت عبد المطلب

صفيّه دختر عبد المطلب بن هاشم قريشى هاشمي ، ومادرش هالة بنت وهيب بن عبد مناف ، وخواهر مادرى حمزه سيد الشهدا وعمّه رسول خدا صلّى اللّه عليه واله است . در جاهليت با حارث بن حرب بن اميّة ازدواج كرد وبعد از وى به نكاح عوام بن خويلد بن أسد ( برادر أم المؤمنين خديجة ) درآمد و
هامش
( 1 ) . المعجم الكبير : 24 ، 72 . ( 2 ) . همان : 24 ، 75 ( ترجمه حديث در بخش فضايل آمد ) . ( 3 ) . همان : 24 ، 71 - 76 . ( 4 ) . تهذيب التهذيب : 12 ، 429 .
محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 229 | نهلا غروي نائيني