تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
را در زمان حيات پدر بزرگوارش ملاقاة كرده واز سفيران ورابطان امامت ، پس از رحلت امام عسكرى عليه السّلام بوده است . درباره ازدواج امام عسكرى عليه السّلام با نرجس وولادت امام مهدى عجل الله تعالى فرجه روايات زيادى از حكيمه نقل شده است . صدوق به اسناد خود از محمد بن عبد الله الطهوى « 1 » روايت كند كه گفت : پس از رحلت أبو محمد عليه السّلام تصميم گرفتم كه نزد حكيمه بنت محمد عليه السّلام روم ودرباره حجت - كه مردم درباره‌اش اختلاف‌نظر فراوان دارند - از وى سؤال كنم . به من گفت : بنشين ، نشستم . سپس گفت : اى محمد ، خداوند تبارك وتعالى زمين را از حجت ناطق يا صامت ، خالى نمىگذارد . خداوند بين حسن وحسين عليهما السّلام تفاوت وبرترى قرار نداده ، جز اينكه فرزندان حسين را بر فرزندان حسن فضيلت داده است ؛ همچنانكه ولد هارون را بر ولد موسى برترى داد ، با اينكه موسى حجت بر هارون بود . . . محمد گويد : گفتم : اى سرور من ، آيا حسن عليه السّلام ( يعنى امام عسكرى ) فرزندى داشت ؟ خنديد وگفت : اگر حسن عليه السّلام فرزندى نداشت ، پس چه كسى حجت بعد از اوست ؟ وبه تو بگويم كه پس از حسن وحسين عليهما السّلام هيچ دو برادرى نيستند كه هر دو امام باشند . سپس درباره ولادت وغيبت مولاي امام زمان ( عج ) سؤال كردم وأو ( حكيمه ) برايم شرح داد . « 2 » اين حكايت بر ذكاوت ، علم وايمان حكيمه دلالت دارد . سخنان بزرگان : شيخ طوسي اخبارى آورده كه بر حضور حكيمه در هنگام ولادت امام زمان ( عج ) دلالت مىكند . « 3 » علامه مجلسي مىنويسد : در قبه شريفه كه مقبره دو امام عسكرى است ، قبرى منسوب به نجيبه ، كريمه ، عالمه ، فاضله ، تقيه ، رضيه ، حكيمه دختر أبو جعفر الجواد عليهما السّلام وجود دارد كه نمىدانيم چرا با همه فضل وجلالت آشكارى كه اين بانوى گرامى دارد ومحل اسرار امامت بوده زيارتي براي أو قيد نشده است . سپس مىگويد : سزاوار است كه أو را با الفاظى كه مناسب مقام اوست زيارة كنيد . « 4 » علامه مامقانى مىگويد : « مولى وحيد بهبهانى هم اعتراض كرده كه چرا زيارتي براي أو ذكر نكرده‌اند . ونيز مىنويسد : عجيب‌تر اينكه شيخ مفيد در زمره فرزندان
هامش
( 1 ) . در برخى نسخه‌ها الطهوى ودر بعضي الظهرى يا المطهري آمده كه هيچ‌يك از اين أسامي يافت نشد جز در جامع الرواة الطهومى ، كه از أصحاب امام رضا عليه السّلام بوده ، لكن مجهول الحال است . ( 2 ) . كمال الدين : 426 حديث 2 . ( 3 ) . كتاب الغيبة : 141 . ( 4 ) . بحار الأنوار : 99 ، 79 كتاب مزار .