أمير المؤمنين فرمود : « طلّقتك يا دنيا ثلاثا لا حاجة لي فيك » : اى دنيا ترا سه بار طلاق دادم ونيازى به تو ندارم . بدين سبب خداوند متعال دربارهاش اين آية را نازل فرمود كه مىفرمايد :
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلا فَساداً » :
« 1 » اين است خانهء آخرت ؛ براي آنان كه خواهان برترى در زمين باشند ، قرارش داديم . فرجام وعاقبت از آن پرهيزكاران است .
معاوية گفت : أحسنت بر تو اى حرّه .
چگونه أو را بر عيسى بن مريم برتر مىدانى ؟ حرّه گفت : خداوند متعال أو را برترى داد آنجا كه مىفرمايد :
« إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ . قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَلا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ . ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ » :
« 2 » هنگامى كه خداوند به عيسى بن مريم فرمود : اى عيسى تو به مردم گفتى كه من ومادرم را خدايانى جز خدا بپذيريد ؟
( عيسى ) گفت : منزهى تو مرا نرسد ، آنچه را سزاوار نيست بگويم . اگر گفتهام بدرستى تو مىدانى آنچه را در نهاد من است ونمىدانم آنچه را در نهاد توست ، حكم كردن را به روز قيامت به تأخير انداخت ، وعلي بن أبي طالب آنگاه كه نصيريه ادعاى موجوديت كردند ، آنها را كشت وحكم كردن در ميان ايشان را به تأخير نينداخت . اين فضايل آن حضرت بود وفضايل ديگرش را نشمردم .
فصاحت وبلاغت ، فهم وتعقل ، أرادت وثبات ايمان حرّه ، در مرتبهاى است كه زبان از بيان آن قاصر است . استدلال واستقامت أو در برابر سلطاني چون حجاج ، بسيار قابل تحسين است .
از چه كسى روايت كرده است : علي بن أبي طالب عليه السّلام .
چه كسى از وى روايت كرده است : جمعى از ثقات .
أحاديث : در ميان گفتار حرّه با حجاج ، حرّه احاديثى از أمير المؤمنين ورسول اللّه عليهما السّلام وافعالى از علي عليه السّلام ذكر كرده است ، از جمله مىگويد : مولايمان أمير المؤمنين علي عليه السّلام فرمود :
« سلوني عمّا فوق العرش ، سلوني عمّا تحت العرش ، سلوني قبل أن تفقدوني » وآن حضرت روز فتح خيبر بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وارد شد وپيامبر صلّى اللّه عليه واله به حاضرين فرمودند : « أفضلكم وأعلمكم
و
هامش
( 1 ) . قصص ، 83 .
( 2 ) . مائده ، 116 - 117 .