حجاج گفت : واي بر تو ، أو را بر صحابه برترى مىدهى ، هفت پيامبر أولى العزم را هم اضافه كردى ؟ اگر بر گفته خود دليل نياورى ، گردنت را مىزنم . حرّه گفت : من أو را برتر نمىدانم ، بلكه خداى عز وجل أو را در قرآن فضيلت داده است . درباره آدم مىفرمايد :
« وَعَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى » :
« 1 » آدم از پروردگارش سرپيچى كرد وگمراه شد ، درحالىكه درباره علي عليه السّلام فرموده است :
« وَكانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً » :
« 2 » سعى وكوشش شما جزا داده شد . حجاج گفت : أحسنت يا حرّه . به چه دليل أو را بر نوح ولوط فضيلت مىدهى ؟ حرّه گفت : خداى عز وجل أو را بر ايشان برترى داده ، آنجا كه مىفرمايد :
« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ » :
« 3 » خداوند براي كساني كه كفر ورزيدند ، زن نوح ولوط را مثال آورده است ، كه همسران دو بنده از بندگان صالح ما بودند ، وبه آنها خيانت كردند وچيزى جز خدا بىنيازشان نكرد . به آنها گفته خواهد شد كه با واردشوندگان در آتش داخل آتش شويد ، درحالىكه علي بن أبي طالب ، تزويجش تحت سدرة المنتهى بود . زوجهاش دختر محمد صلّى اللّه عليه واله ، فاطمه زهراست كه خداوند به رضاى أو راضى واز غضب أو غضبناك مىشود .
حجاج گفت : آفرين . به چه دليل أو را بر پدر پيامبران ، إبراهيم خليل الله برتر مىدانى ؟ حرّه گفت : خداى عز وجل أو را فضيلت داده است زيرا درباره إبراهيم فرموده است :
« وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي » :
« 4 » إبراهيم گفت :
پروردگارم به من نشان بده كه چگونه مرده را زنده مىكنى . فرمود : آيا ايمان نياوردى ؟ إبراهيم گفت : چرا ولكن براي اطمينان قلبم مىخواهم . مولايم أمير المؤمنين فرمود : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » : اگر پردهها كنار رود ( حجابها برداشته شود ) بر يقينم افزوده نخواهد شد . اين كلامي است كه هيچ شخصي قبل يا بعد از أو چنين نگفته است وكسى از مسلمين در اين كلام اختلاف ندارد . حجاج گفت : أحسنت . پس چرا أو را بر موسى كليم اللّه برتر مىدانى ؟ حرّه گفت : خداوند
هامش
( 1 ) . طه ، 121 .
( 2 ) . انسان ( هل اتى ) ، 22 .
( 3 ) . تحريم ، 10 .
( 4 ) . بقره ، 260 .