تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
اين ديد به شاميان اعلام كند كه او بود كه طلحه را به قتل رساند ، چون مىخواست به آنان بقبولاند كه مروان بود كه انتقام خون عثمان را گرفت نه معاويه . « 1 » اين خبر احتمالا موجب تعجب شاميان شد ، زيرا تا آن وقت به آنان گفته بودند كه طلحه مردى شايسته تحسين و از مدافعان عثمان در برابر مخالفانش بوده « 2 » و با على عليه السّلام جنگيده بود . در هر صورت آنان مروان را صاحب اعتبار و شايسته‌تر از ابن زبير دانستند كه ادعايى جز اين نداشت كه انتقام‌گيرنده واقعى خليفه مظلوم است . « 3 » اين بحثى كه در فتنه دوم پيش آمد تأثير زيادى بر موسى نگذاشت . خالد بن سمير ، ستاينده بصرى عبد الله بن عمر نقل كرده است كه موسى از جمله كوفيانى بود كه در نزاعى كه بين مسلمانان پيش آمد به بصره گريخت تا از مختار كذّاب به دور باشد . ابن سمير و ديگر بصريان اغلب به حلقه بحث او مىرفتند و تصور بسيارى از مردم اين بود كه او مهدى است ؛ چون موضوع فتنه مورد بحث قرار مىگرفت ، موسى ترس خود را از بروز جنگ داخلى بين مسلمانان ابراز مىكرد . سرانجام او از خداوند درخواست كرد كه عبد الله بن عمر را رحمت كند زيرا او ، از نظر موسى بن طلحه ، همچنان بر عهدى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با او بسته استوار بود . او ادامه داد به خدا سوگند قريشيان نتوانستند او را وارد اولين فتنه خود كنند . و گمان ابن سمير اين بود كه او بر پدر خود ، طلحه ، عيب مىگيرد كه در آن جنگ شركت كرد و خود را به كشتن داد . « 4 » عبد الملك پسر مروان با عايشه دختر موسى ازدواج كرد و از او صاحب پسرى به نام بكّار شد . « 5 » بشر بن مروان هنگامى كه از جانب برادرش عبد الملك حاكم كوفه بود موسى را ميانجى خوبى براى گفتگو با فرقه‌هاى مختلف مذهبى ديد . بشر خود عادت به شرب خمر داشت و مصاحبت با مغنيان را بر هر كارى ترجيح مىداد . او پولى براى موسى فرستاد كه آن را بين قاريان قرآن تقسيم كند و زبان آنان را از خود بازدارد اما همه قاريان
هامش
( 1 ) رك : مخصوصا همان ، ص 134 - 135 . ( 2 ) رك : همين كتاب ، ص 260 . ( 3 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 128 . ( 4 ) ابن سعد ، طبقات ، ج 5 ، ص 120 - 121 ؛ ابن منظور ، مختصر ، ج 15 ، ص 290 . ( 5 ) ابن سعد ، طبقات ، ج 5 ، ص 120 ؛ زبيرى ، نسب ، ص 286 .