تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
فرمان مىدهم اطاعت كنيد . به خدا قسم اگر از من فرمان بريد فريب نمىخوريد و اگر مرا عصيان كنيد روى رهايى نخواهيد ديد . ساز نبرد كنيد و سلاحهاى نبرد آماده سازيد و به كارزار شتابيد كه آتش آن را شعله‌ور مىبينم و لهيب آن را آشكار . و فاسقان تبهكار مهيا شده‌اند كه بندگان خدا را شكنجه كنند و نور خدا را خاموش گردانند . آگاه باشيد كه دوستداران شيطان كه جمعى طمعكاران و جفاجويان و خودپسندان هستند در گمراهى و گمگشتگى و باطل خود سرگردانند ، نبايد از دوستان خدا كه جماعتى نيكان و زاهدان و خاشعانند ، و سخن به حق مىگويند و از پروردگار خود اطاعت مىكنند ، در اطاعت از پيشواى خود پايدارتر باشند . و من - به خدا سوگند - اگر يكّه با آنها روياروى شوم در حالى كه انبوهى آنان زمين را پر كرده باشد ، بيمى به دل راه ندهم . زيرا مىدانم كه آنان در ضلالت غوطه‌ورند و ما با هدايت همراه ؛ و همين به من اعتماد و يقين و صبر ارزانى خواهد داشت . من مشتاق پروردگارم هستم و ثواب نيك پروردگار در انتظار من . ولى تأسف و اندوه من از آن است كه بر اين امت سفيهانشان و اهل فسق و فجورشان فرمانروايى يابند . مال خدا را بستانند و دست بدست كنند و بندگان خدا را بردگان خود سازند و با صالحان بجنگند و يا فاسقان را به گرد خود جمع كنند . به خدا سوگند اگر غم اينم نبود اين همه ملامتتان نمىكردم و اين همه ترغيب و تشويقتان نمىنمودم بلكه همان زمان كه سر برتافته و سستى كرده بوديد تركتان مىكردم . و خود به تن خويش با آنان روياروى مىشدم ، هر زمان رويارويى با آنها مقدور باشد . به خدا سوگند كه من بر حقّم و سخت دوستدار شهادت . پس « به جنگ برويد خواه بر شما آسان باشد و خواه دشوار و با مال و جان خويش در راه خدا جهاد كنيد . اگر بدانيد خير شما در اين است . » اينك از جاى برخيزيد كه اگر كندى كنيد در پستى خواهيد افتاد و به ذلت و خوارى گرفتار خواهيد شد و بهره‌اى جز خسران نخواهيد برد . مرد جنگجو بيداردل است و بيدار چشم . آنكه خود به خواب رود ، بداند كه ديدهء دشمنان او به خواب نرفته و هر كه خويشتن را ناتوان كند به هلاكت رسد و هر كه جهاد در راه خدا را ترك گويد مغبون و اهانت شده گردد . بار خدايا ما و ايشان را به راه هدايت انداز ، ما و ايشان را پارسايى ده ، آخرتمان را از دنيامان بهتر گردان . « 1 » در همين ايام و اندكى پس از سقوط مصر على عليه السّلام درگير برخوردى تند با پسر عمويش عبد الله بن عباس شد . هنگامى كه على عليه السّلام براى جنگ دومش عازم شام بود ابن
هامش
( 1 ) ثقفى ، الغارات ، ص 303 - 322 [ ترجمه فارسى ، ص 109 - 115 ]
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 374 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط