يعنى مبدأ هر ماه را از اجتماع وسطاى شمس وقمر گرفتهاند ، بدون ملاحظهء تقويم نيّرين وآن امرى است منضبط واختلافناپذير . وبيان مقصود از وسط وغيره خارج از وظيفهء اين رساله است .
ويك دورهء وسطاى قمر بر حساب زيجات ، 29 يوم و 12 ساعت و 44 دقيقه است وزايد بر دقايق مختلف فيه . ودر اين حساب قابل اعتنا نيست وچون غرّهء محرّم اوّل سال هجرت مبدأ تاريخ اسلام است ، به جهت رعايت قاعدهء مزبوره روز پنجشنبه را كه روز اجتماع وسطا است ، اوّل ماه قرار دادهاند نه روز جمعه را كه به زعم بعضي غرّهء هلالي است . وغرّهء هلالي با غرّهء وسطا أغلب مخالف ومخالفتش بيشتر از دو روز نباشد چنانچه استادان فن نيز تصريح كردهاند . وگاهى نيز موافق شود چنانچه غرّهء وسطاى محرّم سنهء 1329 كه سال حاضر است يكشنبه وغرّهء هلالي آن سهشنبه بود وغرّهء وسطا وهلالي شعبان همين سال پنجشنبه است .
2 . در ذكر كبيسه
ذكر كرديم كه يك ماه وسطا 29 يوم و 12 ساعت و 44 دقيقه است ورسم منجّمين اين است كه چون كسر به نصف برسد ونزد بعضي از نصف تجاوز نمايد ، آن را عدد تمام حساب نمايند . پس محرّم را چون ساعات ودقايق زايد بر 29 يوم بيشتر از نصف است ، سى روز تمام گرفته وكسر كسور مزبوره را تا يك روز تمام با كسور ماه صفر جبر كرده وصفر را 29 يوم گرفتهاند . وبر اين قياس هر ماه طاق ، سى روز وهر ماه جفت ، 29 روز محسوب داشتهاند تا ماه ذي الحجّه كه كسور زايدهء آن هشت ساعت وچهل وهشت دقيقه مىشود واين مقدار ، خمس وسدس يك شبانهروز ويا 11 جزو از سى جزو است . وبه همين منوال در سال دوم رفتار نمايند وچون نوبت به ذي الحجّه رسد ، كسور آن مضاعف كسور سال سابق شود . وذي الحجّهء را در سال دويم 30 روز گيرند وبه همين ترتيب رفتار نمايند تا سى سال تمام كه ذي الحجّهء سال سىام 29 روز شود ، بدون كسور از ساعات ودقايق وثواني . واين عمل را كبس وسالى را كه ذي الحجّه در آن سى روز است ، كبيسه گويند .