تفعل » متوالى بيرون [ آيد ] ، احتياج به بيرون آوردن سه رقعهء آخر نخواهد بود .
ومخفى نماناد كه بنابراين ، اگر سه « افعل » ، يا سه « لا تفعل » در چهار رقعه بيرون آيد ، بايد كه احتياج به بيرون آوردن دو رقعهء آخر نباشد وحكم اين صورت ، در روايت مذكور نيست وظاهرا عدم ذكر آن در كلام امام عليه السّلام از راه ظهور آن است . پس اگر اين شق اتّفاق افتد ، دو رقعهء آخر را بيرون نياورد .
وبعضي گفتهاند كه : تعبّدا در اين صورت ، دو رقعهء آخر را بيرون مىآورد ، هر چند فايدهاى به حسب ظاهر نداشته باشد . واين بعيد است .
وبدان كه : بعضي از علما تفاوت ، ميان مراتب خوبى وبدى قرار دادهاند ، مثل آن كه سه « افعل » متوالى بهتر است از سه تاى متفرّق وهمچنين سه « افعل » متوالى كه از ابتدأ « افعل » بيرون آيد ، بهتر است از جميع شقوق وبر اين قياس « لا تفعل » را در بدى .
وبالجملة زود بيرون آمدن هريك ، يا توالى آنها ، دليل « 1 » تفاوت در مراتب خوبى وبدى است واين معنى ، اگرچه در روايت مذكور نيست ، امّا تجربه في الجملة ، شهادتي بر آن مىدهد .
وبايد دانست كه غسل در اين روايت مذكور نيست ، و [ لي ] بعضي از علما ذكر نمودهاند وچون در استخارهء مطلقه ، غسل واقع شده است ، كردن آن خوب است .
وأيضا نمازى كه در اين روايت مذكور است ، سورهء خاصّى ندارد وبعضي سورهء حشر وسورهء رحمن را تعيين نمودهاند وظاهرا غرض ايشان ، عمل به روايت استخارهء مطلقهاى است كه اين دو سوره در نماز آن ، وارد شده است ، چنانچه سبق ذكر يافت .
واين نوع از استخاره ، به حسب سند وتجربه ، بهترين أنواع استخاره است ووالد علّامهام - قدّس اللّه روحه - پيوسته در أمور مهمّه ، به اين نوع از استخاره واستخارهء جلاله - چنانچه مذكور شد - استخاره مىنمود وخيريّت وشرّيّت آن ، بعد از آن ظاهر مىشد . واللّه تعالى هو الموفّق .
هامش
( 1 ) . الف : - دليل .