در اين فقره اين است .
پس آفرينش نخستين از خداوند ، ابداع است كه مجرد از مادّه ومدّت است كه موزون ومتحرك ومسموع وملوّن ومحسوس نيستند ؛ زيرا كه اين صفات عارض ماديات است نه مفارقات .
آفرينش دوم ، حروف است كه موزون وملوّن نمىشود ولكن مسموع وموصوف مىشود / 70 / مثل اين كه بعضي از حروف ، حروف مُصَوَّته است وبعضي حروف صامت . مُصَوَّته ، آن حروفى است كه آنها را حروف مَدّ ولين مىنامند كه « الف » و « واو » و « ياء » است زماني كه ساكن بوده باشند ومتولد شده باشند از اشباع حركت ماقبلشان از حركاتى كه از جنس آنها باشند ، مثل ضمه كه مجانس « واو » است وفتحه كه مجانس « الف » است وكسره [ كه ] مجانس « باء » است . وصامت غير از حروف مد ولين است .
وصامت گاهى متحرك مىشود وگاهى ساكن ، به خلاف مصوَّته كه نمىشود مگر ساكن وبا بودن حركت آنها از جنس خودشان ، پس « الف » نمىشود مگر مصوته ؛ زيرا كه حركت قبول نمىكند . واما « واو » و « يا » گاهى مصوَّته وگاهى صامته مىشود ؛ زيرا كه آنها متحرك وساكن مىشوند وباز حروف ، متماثل مىشوند ومتخالف ، مثل دو « الف » ساكن ودو « ياء » ساكن ودو « ياء » متحرك به يك نوع از حركت ومتخالف مثل « با » و « تا » وهكذا از صفات حروف وديدنى هم نمىشود .
وآفرينش سيم آن است كه از جميع أنواع است از مقولهء جواهر مادي ، واز مقولهء اعراض كه محسوس وملموس ومطعوم ومبصر مىشوند وذات خداوندى سابق است بر ابداع ؛ زيرا كه پيش از مرتبهء ذات ودر مرتبهء ذات چيزى نيست وابداع هم سبقتى دارد بر حروف .
وبعد از آن توهمى در مقام شايد بر أذهان قاصرين برسد كه ابداع كه از موجودات عينيه نيست ، پس لا محالة در مرحلهء ذات خواهد بود ، پس ابداع به مرحلهء ذات راه يافت وحال آن كه مرحلهء ذات غيب الغيوب است .
دفع اين توهم را به بيان ترتيب ميان حضرات ثلاثة نمودند كه حضرت ذات
ميراث حديث شيعه — صفحة 312
مساهمون: مهدى مهريزى
ص٣١٢