ترس حاضر به اين كار نشدند وأو گفت كه من در اينجا هستم . وقتي صداى اذان سنى بالا رفت ، شمار زيادى از شيعيان پاى مناره جمع شدند ، اما أوضاع به زودى آرام شد . « 1 »
پس از دولت نوري ، دولت صلاحى يا ايوبى در حلب به قدرت رسيد . پيش از آن ، در سال 570 شهر حلب ميان دو گرايش سنى وشيعه تقسيم شده وميان آنان نزاع ودرگيرى جريان داشت . « 2 » أبو شامه نيز در كتاب الروضتين در ذيل حوادث سال 570 مطلبي را از ابن أبي طي نقل كرده است كه به نوعي به روشن كردن وضعيت تشيع در اين شهر كمك مىكند . ابن أبي طي خبر هجوم الملك الناصر يعنى صلاح الدين ايوبى به حلب را آورده واين كه أو در بالاى جبل جوشن فوق مشهد الدكة استقرار يافت .
مقصود مشهد محسّن بن حسين بن علي عليه السلام است . ملك الصالح ( م 577 ) فرزند نور الدين محمود زنگى كه به تازگى وبا حمايت شيعيان در حلب به قدرت رسيده بود ، « 3 » از ترس آنكه مردم به الملك الناصر متمايل شوند ، خواست تا با ملايمت با مردم - شيعهء حلب - برخورد كند . « 4 » وى آنان را در ميدان جمع كرد . وقتي همه جمع شدند ، به آنان گفت كه من به شما پناه آوردهام ، پيران شما در حكم پدر من وجوانان در حكم برادر من هستند و . . . در اين وقت همهء مردم با ضجه وگريه اعلام وفادارى كردند . مردم شيعه حلب ، براي حمايت از ملك صالح شرط كردند كه بتوانند حىّ على خير العمل را در اذان بگويند ، وجلوى جنازههاى خود نام امامان اثنى عشر ( ع ) را
هامش
( 1 ) . الزبد والضرب ، صص 37 - 38
( 2 ) . زبدة الحلب من تاريخ حلب ، ج 3 ، ص 15 - 17
( 3 ) . دربارهء حمايت قاضى حلب أبو الفضل ابن الخشاب - شخصيت مورد اعتماد شيعيان - از الملك الصالح ، بنگريد : زبدة الحلب ، ج 3 ، صص 15 - 18 : وكان أهل حلب من الشيعة ، يتوالون أبا الفضل بن الخشّاب ويقدمونه عليهم ، فوافقوه على حفظ البلد للملك الصالح . دربارهء نقش مهم ابن الخشاب در مبارزه با صليبىها وتحريك مردم به جنگ بر ضد آنان بنگريد : زبدة الحلب ، ج 2 ، صص 188 - 189
( 4 ) . كارى كه سابقهء آن را در زمان بيمارى نور الدين محمود زنگى ملاحظه كرديم .