تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحاوي في رجال الشيعة الإمامية — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
ابن الشحنه ( م 890 ) همين مطالب را از طريق ابن شداد نقل كرده وسپس نوشته است كه مطالب يادشده بايد دربارهء محلى باشد كه اكنون به مشهد الحسين معروف است : وهو الان إلى الخراب أقرب في هذه الأيام . « 1 » گفتنى است كه آقاى شيخ إبراهيم نصر الله كه هم‌اكنون متولى مشهد رأس الحسين است واقدامات زيادى براي آبادانى آن انجام داده ، كتابي با عنوان آثار آل محمد في حلب « 2 » نگاشته‌اند كه بسيارى از نوشته‌ها وكتيبه‌هاى برجاىمانده بر دو مشهد محسّن ورأس الحسين را در آن فرآهم آورده‌اند . طبعا نيازى به تكرار آنها در اينجا نيست . ابن شداد ، نكتهء ديگرى نيز بيان كرده كه نشان از تسلط تشيع در اين شهر ، تا قرن ششم هجرى داد . وى در شرح تأسيس مدرسهء زجاجيه كه نخستين مدرسهء شافعي حلب بوده ، مىنويسد كه اين اولين مدرسه‌اى است كه براي شافعىها ساخته شده وتاريخ بناى آن به سال 513 برمىگردد . زماني كه كار بناى آن آغاز شد ، حلبىها اجازهء ساخت آن را نمىدادند ، زيرا كه تشيع بر آنجا غالب بود ( إذ كان الغالب عليهم التشيع ) . هرچه كه شافعىها در روز مىساختند ، مردم شبانه آن را خراب مىكردند . اين امر سبب شد تا حاكم حلب ، بدر الدولة ابن ارتق ، از شريف زهرة بن علي بن محمد بن علي بن أبي إبراهيم اسحاقى حسينى - عالم وقت شيعه - درخواست كند تا در اين‌باره اقدام كند . أو نيز در اين‌باره اقدام كرده ومانع از تخريب آن شد ؛ وى مىافزايد : اين شريف از بزرگان اشراف واز افراد صاحب‌نظر ، أصيل ، وجيه ومحل رجوع مردم حلب بود . زماني كه عماد الدين زنگى به موصل رفت ، در سال 539 ،
هامش
- مشهد رأس الحسين مطلبي گفته وابن شداد آن را در عبارت با ذكر خويشاوندى خود درج كرده است . به هر روى ، أول عبارت به صراحت نام ابن أبي طي آمده است . ( 1 ) . الدر المنتخب في تاريخ مملكة حلب ، ( دمشق ، 1404 ) ص 87 با كمال شگفتى در ادامهء همين نقل آمده است كه : واما المشهد المعروف الان بمشهد الحسين فعامر آهل مسكون وبه قرّاء وأرباب وظائف بعضها في يدنا . ( 2 ) . حلب ، 1415