حدى برسند كه درميان مردم موجب يقين شوند و شما نمىتوانيد چنين تواتر را در اثبات معجزات حضرت موسى ( عليه السلام ) در هر عصرى و ميان هر ملت و نسلى ثابت كنيد .
وثانياً : اگر تنها نقل معجزات در اثبات يك حقيقت كفايت كند ، اينكه به معجزات حضرت موسى ( عليه السلام ) اختصاص ندارد ، شما معجزات حضرت موسى ( عليه السلام ) را نقل مىكنيد ، مسيحيان معجزات حضرت عيسى ( عليه السلام ) را نقل مىكنند ، مسلمانان نيز معجزات پيامبرشان را ، چه تفاوتى در ميان اين نقلها هست كه گفتار شما در نقل معجزات حضرت موسى پذيرفته شود ولى گفتار ديگران نه ! ! اگر همان نقل معجزات پيامبرى موجب تصديق آن پيامبر شود ، شما چرا نبوت پيامبران ديگر را كه معجزات هم آنان نقل شده است ، تصديق نمىكنيد ؟
او در پاسخ من گفت : معجزاتى كه يهوديان براى حضرت موسى نقل مىكنند مسيحيان و مسلمانان نيز آنها را تصديق مىنمايند و به صحت آنها اعتراف دارند و اما معجزات پيامبران ديگر مورد قبول همه نيست ، اين است كه آنها به دلايل ديگر نيازمندند تا به مرحلهء ثبوت برسند .
در پاسخ وى گفتم : آرى ، درست است كه مسيحيان و مسلمانان نيز معجزات حضرت موسى ( عليه السلام ) را قبول دارند ولى نه از راه تواتر و نقلهاى يقينآور يهوديان بلكه به علت اينكه پيامبرانشان از آن معجزات خبر دادهاند . مسيحيان و مسلمانان ، معجزات حضرت موسى ( عليه السلام ) را بهوسيلهء پيامبرانشان مىشناسند و اگر نبوت آنان را نپذيرند ، راهى به تصديق معجزات حضرت موسى ( عليه السلام ) نخواهند داشت تا او را به پيامبرى قبول بدارند .
اين اشكال تنها به دين يهود اختصاص ندارد بلكه به تمام اديان گذشته هم متوجه است و تنها دين اسلام است كه معجزهء آن جاودان و درتمام قرون و اعصار زنده و در ميان تمام ملتها و نسلها جريان دارد و تا روز رستاخيز با جهانيان سخن مىگويد و آنان را بهسوى حق دعوت مىكند .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 444
مساهمون: السيد الخوئي
ص٤٤٤