كنندهء قرآن بايد هم به زبان قرآن و هم به زبانى كه قرآن را به آن زبان برمىگرداند ، كاملًا احاطه و در آن تخصص داشته باشد زيرا ترجمه هرچه هم محكم و شيوا باشد ، باز نمىتواند مزاياى بلاغتى قرآن را - كه اختصاص به خود قرآن دارد و آن را معجزه كرده و از ديگر سخنان ، ممتاز مىسازد - كاملًا به خود بگيرد ولى با اين حال بايد مترجم نكات و دقايقى كه در آيات و اسلوب قرآن بهكار رفته است ، در ترجمهء خود بگنجاند ، معنى و مفهوم اصلى آيات و كلمات را با عبارات ساده و شيوا بهروشنى نشان دهد ، اين هم در صورتى ممكن خواهد بود كه مترجم ، معنى و منظور قرآن را خوب بفهمد و در فهم دقيق آن نيز از شناخت ، سه موضوع زير ناگزير است :
1 - آنچه از ظاهر لفظ استفاده مىگردد .
2 - آنچه عقل و فطرت سالم انسان بر آن حكم مىكند .
3 - رواياتى كه در تفسير قرآن از معصوم و خاندان وحى آمده است .
مترجم قرآن بايد اين سه موضوع را كاملًا بشناسد و در ترجمهء قرآن آنها را بهكار بندد و به كمك آنها معنى و مفهوم اصلى قرآن را خوب دريابد و سپس آن را به سادگى به زبان ديگر برگرداند .
و اما آراء و نظرات شخصى مفسرين كه در كتابهاى تفسيرشان آوردهاند ، از درجهء اعتبار ساقط است و مترجم نبايد در ترجم خويش به آنها اتكا و استناد كند .
اگر در ترجمهء قرآن همهء اين شرايط رعايت گردد ، در اين صورت نهتنها ترجمه قرآن اشكالى نخواهد داشت بلكه بسيار لازم و بهجا خواهد بود كه هر قوم و ملتى بتوانند با زبان خودشان از حقايق و مفاهيم قرآن برخوردار شوند زيرا قرآن براى عموم مردم فرود آمده است و نبايد لغت و زبان قرآن اختصاصى باشد و كسانى را كه با اين زبان خاص آشنايى ندارند ، از حقايق عالى و تعاليم ربانى آن محروم و بىنصيب بمانند .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 447
مساهمون: السيد الخوئي
ص٤٤٧