روى آن صحيفهها نوشت ، سپس اصل آن را به حفصه بازگردانيد كه پيوسته در دست حفصه بود .
5 - هشام ابن عروه از پدرش چنين آورده است : چون قاريانى كه در جنگ يمامه شركت داشتند ، كشته شدند ؛ ابوبكر به عمر بن خطاب و زيد بن ثابت دستور داد كه در كنار مسجد بنشينند و هركس سخنى بهعنوان قرآن ارائه داد ، آن را نپذيرند مگر اينكه دو نفر مورد اطمينان به قرآن بودن آن شهادت دهند ، در اين صورت آن را ثبت كنند زيرا عدهء زيادى از اصحاب رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) و حافظان قرآن ، در جنگ يمامه كشته شدهاند و اكنون براى جمعآورى و مدون كردن قرآن ضرورت احساس مىشود .
6 - محمد بن سيرين نقل مىكند كه عمر خطاب كشته شد ، در حالىكه هنوز قرآن جمعآورى نشده بود .
7 - حسن روايت مىكند كه عمر دربارهء آيهاى از قرآن سؤال كرد ، در پاسخ وى گفتند كه اين آيه درنزد فلان قارى بود كه در جنگ يمامه كشته شد . عمر بن خطاب با احساس خطر از اينكه شايد قرآن با از بين رفتن حافظان آن تدريجاً از بين برود ، كلمهء استرجاع « انّا للهِ وَ انّا الَيْهِ راجِعُونَ » را بر زبان راند و دستور داد كه هرچه زودتر قرآن را جمعآورى كنند .
بنابراين ، عمر اول كسى است كه آيات قرآن را در مصحف واحد جمعآورى كرده است .
8 - ى حيى بن عبدالرحمان بن خطاب نقل مىكند كه : عمر بن خطاب تصميم گرفت قرآن را جمعآورى كند ، درميان مردم بهپا خاست و گفت : هركس چيزى از قرآن را از رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فراگرفته است ، بياورد و مردم آياتى را كه در صحيفهها و لوحهها نوشته بودند ، آوردند ولى عمر از كسى آيهاى را نمىپذيرفت مگر آنچه را كه دو نفر
به قرآن بودنش شهادت دهند .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٨٠