قاطع مجتهدين نسبت مىدهد و باز از آنها است ، محدث مشهور ، مرحوم ملامحسن فيض ( رحمهء الله عليه ) در « وافى » و « علم اليقين » « 1 » و مجاهد بزرگ و قهرمان علم و دانش شيخ محمد جواد بلاغى در مقدم تفسير خود « آلاء الرحمن » .
عدهاى از علما نيز عقيد عدم تحريف را به اكثر دانشمندان بزرگ نسبت دادهاند ، مانند شيخ بزرگوار شيخ مفيد و جامع علوم مختلف مرحوم شيخ بهايى و محقق دانشمند قاضى نور الله شوشترى .
و مىتوان گفت كه : تمام دانشمندان و علماى شيعه كه دربارهء امامت كتابى تأليف نموده ، به مطاعن خلفا وارد
شدهاند ؛ همان نظريه و عقيده به عدم تحريف را داشتهاند زيرا در طعن و ايراد بر خلفا ، به سوزاندن قرآنهاى موجود در آن عصر كه بهوسيل خليف سوم انجام گرفت و اعمالى مانند آن استناد كردهاند ولى از مسئل تحريف هرگز اسم و سخنى به ميان نياوردهاند ، در صورتى كه اگر تحريف واقع مىشد ، بيشتر از سوزاندن قرآنها عامل طعن و انتقاد بود و مطرح مىشد .
خلاصه اينكه : نظرى مشهور در ميان دانشمندان و محققين شيعه ، همان نظرى عدم تحريف است بلكه اين نظريه مورد اتفاق در ميان آنان مىباشد تنها افراد معدودى از محدثين شيعه و عدهاى نيز از علماى اهل سنت نظرى وقوع تحريف را پذيرفتهاند .
رافعى در اينباره مىگويد : عدهاى از علماى « كلام » كه رأى و ابتكارى از خود نداشته و بهجز ظن و حدس دانشى نيندوختهاند و بهجز راه جدال و لجاجت روشى در پيش نگرفتهاند ، قائل به تحريف مىباشند و با طرح مطالب واهى از پيش خودشان در جمعآورى و تدوين قرآن ، به حذف شدن بخشى از آيات قرآن ، تفوّه مىكنند . « 2 »
هامش
( 1 ) . وافى 5 / 274 ، علم اليقين 130
( 2 ) . اعجاز القرآن 41 .