تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
پشتيبانان و پيروزى بر دشمنان برخوردار شد و همچنين نسل او به‌وسيلهء دخترش فاطمه ( سلام الله عليها ) زياد شد كه تا دنيا باقى است نام او زنده خواهد ماند و در آخرت نيز بر شفاعت كبرا و مقام محمود و بر بهشت برين و بر حوض كوثرى كه تنها او و دوستانش از آن سيراب مىشوند و بر نعمت‌هاى زياد ديگرى نائل آمده است . « فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ » : يعنى پس به‌عنوان شكرگزارى در برابر اين همه نعمت براى پروردگارت نماز بخوان و نحر كن . ، منظور از « نحر » قربانى شتر در منى و يا قربانى در عيد اضحى است و يا منظور بردن دست‌ها تا مقابل گوش‌ها در موقع تكبير گفتن و يا به معناى رو كردن به قبله با تمام اعضا و معتدل بودن در حال قيام است . تمام اين معانى كه براى كلمهء « نحر » گفته شده ، در اين مقام مناسب است زيرا هر يك از اين معانى را كه درنظر بگيريم ، يك نوع شكرگزارى در برابر آن نعمت‌هاى بىحديست كه خداوند به پيامبرش ارزانى داشته و عنايت فرموده است . خداوند ، پس از دستور سپاسگزارى در مقابل نعمت‌هاى فراوان ، اين آيه را فرستاد « إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » ، يعنى دشمن و استهزاءكنندهء تو ابتر و بىنسل خواهد بود نه تو . از دشمن تو هيچ اسم و رسمى باقى نخواهد ماند نه تو ! سرنوشت اين استهزاءكنندگان همان گرديد كه قرآن خبر داده بود ، يعنى هيچ اسم و رسم و نام نيكى از آن‌ها باقى نماند و در آخرت نيز در عذاب اليم و ذلت ابدى گرفتار خواهند گرديد . اين بود خلاصهء معنا و هدف اين سورهء مباركه . آيا مىتوان اين سوره را با اين سطح عالى و بلاغت كامل ، با آن جملات منحط بىربط اين نويسنده ، مقايسه نمود ؟ ! جملاتى كه گويندهء آن‌ها خودش را به زحمت انداخته ، از تركيب و اسلوب قرآن تقليد نموده و قسمتى از الفاظش را نيز از مسيلمهء كذاب گرفته ، براساس عناد و يا نادانى ، آن‌ها را به هم بافته است تا بدان وسيله با بلاغت و اعجاز قرآن معارضه و مبارزه كند و از عظمت آن بكاهد .