خود جاى عميقى باز كرد ، اين بود كه مردم از مقاومت در برابر قرآن منصرف گرديده و به مقام معارضه و مقابله با آن نيامدند .
پاسخ :
اين اشكال از چند جهت سست و مردود است :
1 . پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) مردم را به هنگامى به مبارزهء قرآن دعوت نمود كه در مكه بوده ، هنوز از شوكت و عظمت اسلام خبرى نبود و اسلام قدرت و نيرويى نداشت ولى دشمنان قرآن ، از نفوذ و قدرت كامل برخوردار بودند ، با اين حال حتى يك نفر از فصيحان عرب نتوانست ، قدم به ميدان مبارزه و معارضه با قرآن بگذارد .
2 - خوف و ترسى كه معترض در گفتارش به آن اشاره نموده است ، هيچگاه مانع از اين نبود كه كفار و غير معتقدين به قرآن كفر و عداوت خويش را در برابر اسلام و قرآن اظهار نمايند و عقيده و انديشهء خود را برملا سازند زيرا اهل كتاب در ميان مسلمانان در جزيرهء العرب و نقاط ديگر از آسايش و امن و آزادى كامل برخوردار بودند و از اين جهات فرقى با مسلمانان نداشتند ، مخصوصاً در دوران خلافت اميرالمؤمنان ( عليه السلام ) كه بر عدل و داد استوار بوده و دوست و دشمن بر عدالت و بر فضل و علمش اعتراف داشتند .
آرى ، در اين دورانها كه آزادى كامل حكومت مىنمود و كوچكترين ترس و بيمى وجود نداشت ، اگر كسى مىتوانست كتابى مانند قرآن بياورد ، مسلماً به مقام معارضه با قرآن مىآمد و محصول افكار خويش را ارائه مىداد .
3 - اگر فرض كنيم ، ترس براى مخالفين اسلام وجود داشت ، اين ترس مىتوانست مانع از اظهار معارضه و برملا ساختن مبارزه باشد ولى بايد ديد چه مانعى در كار بود كه اهل كتاب را حتى از معارضه و مبارزهء مخفى و سرى نيز مانع شد و نتوانستند درميان خانه و يا در مجامع و محافل اختصاصى خويش هم به مقام مبارزه برآيند
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٦٢