و عيب باشد ، مخصوصاً اگر اين افراد از ميان ملتى وحشى و بىعلم و دانش برخيزد كه كوچكترين آشنايى با اينگونه معارف و حقايق نداشته باشد .
از اينجاست كه مىبينيم ، افرادى كه دربارهء يكى از علوم نظرى ، كتابى نوشتهاند ، از تأليف آن كتاب مدت زيادى نگذشته كه بطلان اكثر نظريههاى مؤلف آن كتاب روشن مىگردد زيرا علوم نظرى اين خصوصيت را دارند كه هرچه بيشتر دربارهء آن بحث شود ، حقايق بيشترى درمورد آنها به دستمىآيد و خلاف نظريات گذشتگان ثابت مىشود و بهطورى كه گفتهاند ، حقيقت ثمره و نتيجهء بحث و بررسى است .
چه مجهولات و ناروشنىهاى علم كه گذشتگان حل آن را به آيندگان محول نمودهاند و چه كتابهاى فلسفى كه گذشتگان آن را نوشتهاند و مورد انتقاد و ايراد علماى بعدى قرار گرفته است ؟ تا جايىكه قسمتى از مباحثى كه از راه
دليل براى علماى گذشته ثابت و مسلم شده بود ، بعدها پس از بررسى بهصورت يك مسئلهء بىاساس درآمده ، از خيالات و موهومات محسوب گرديده است .
اما قرآن مجيد با گذشت زمان و با كثرت جوانب و جهات مباحث و ارتفاع سطح علمى آنها هنوز مورد كوچكترين اشكال و انتقادى قرار نگرفته و در مسائل و قوانين آن كمترين عيب و ايرادى ديده نشده است ، مگر ايرادهاى بىجا و موهومى كه از ناحيهء بعضى كوتهنظران انتشار يافته و ما به زودى آنها را مورد بحث و گفتگو قرار داده ، بطلانشان را برملا خواهيم نمود .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٢١