تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
به آيتهاى خداى ، و مىكشتند پيغامبران را بناحق . آنست بدانچه نافرمان شدند و بودند و از حد اندر مىگذشتند . » ترجمهء تفسير طبرى . به تصحيح و اهتمام حبيب يغمائى . ج 1 . ص 65 و نيز : كشف الاسرار . ابو الفضل رشيد الدين ميبدى . به تصحيح جمعى از دانشمندان . با مقدمه و نام على اصغر حكمت . ج 1 . ص 200 - تفسير ابو الفتوح رازى . به تصحيح و حواشى مهدى الهى قمشه‌اى . ج 1 . ص 193 به بعد . ص 143 - س 10 - 3 : « و صحابه پيوسته رسول را تقديم كردندى و ترجيح نهادندى بر پدران و خويشان خويش . چنان كه آورده‌اند كه زنى بود نام او حمنه دختر جحش و برادرش و شوهرش و پدرش در غزاى احد كشته شدند و او طلب پدر كرد . گفتند كشته شد . گفت برادرم كجاست ؟ گفتند كشته شد . گفت شوهرم كجاست . گفتند كشته شد . گفت رسول عليه السلام كجاست ؟ گفتند اينجاست و به سلامت . گفت همه مصايب سهل است چون رسول عليه السلام به سلامت است . » همانند اين نكته در ترجمهء سيرت رسول الله بى نام زن آمده است : « و چون سيد عليه السلام مىآمد از احد ، زنى از انصار پيش مسلمانان باز رفته بود و پدر و برادر و شوهرش هر سه كشته بودند و خبر ايشان باز پرسيد و گفتند كه هر سه را كشتند ، گفت پيغمبر عليه السلام چونست ؟ گفتند به سلامت است و اينكه مىآيد . گفت مرا بنماييد . پس چون پيغمبر عليه السلام بديد روى خود بر زمين نهاد و سجده كرد و سر بر آورد و گفت يا رسول الله مصيبتى كه مرا رسيد ، بعد از آنكه ترا ديدم بر خود سهل و آسان كردم و به شكرانهء آنكه ترا سلامت است شكر بر خود واجب كردم . » بنگريد به ترجمهء سيرت رسول الله . نصف دوم . ص 86 - 685 و آنجا كه از حمنه ياد مىكند و كشته شدن برادر وى و خال وى - حمزه - و مصعب بن عمير شوهر او ، نتيجه‌اى ديگر مىگيرد رسول الله و مىگويد : « ان الزوج المراة منها لبمكان . گفت زن را هيچ كس به جاى شوهر نبود . » همانجا . ص 685 ص 150 - س 13 : « روايت كرده‌اند كه رسول عليه السلام آن شب را هجرت مىكرد از مكه به مدينه در خدمت او ابو بكر صديق بود و عامر بن فهيره و دليلشان عبد الله بن اريقط . » طبقات الكبير به اين دليل اشاره مىكند : « . . . و استاجر ابو بكر رجلا من بنى الديل هاديا خربتا يقال له عبد الله بن