تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
به بهشت رود ؟ رسول عليه السلام گفت : نعم . عمرو بن الجموح گفت : به خدا كه امروز با پيش اهل خويش نروم تا در بهشت نروم ، و او مردى لنگ بود . عمر بن الخطاب گفت : يا عمرو تتألى على اللّه . گفت : سوگند بر خدا مىخورى ؟ رسول عليه السلام گفت : يا عمر ، او را بگذار كه در ميان ايشان مرد باشد كه به هر چه سوگند خورد بر خداى تعالى سوگند او به راست كند خداى تعالى . پس عمرو بن الجموح با رسول عليه السلام نگريست و گفت : يا رسول اللّه ، كجاست بهشت ؟ رسول عليه السلام گفت : آنجا كه آن سنگستان است . پس عمرو بن الجموح آنجا رفت و شهيد شد . رسول عليه السلام گفت : من مىنگرم و عمرو بن الجموح را مىبينم كه در بهشت مىرود به پاى لنگ . ( 1 ) مسروق بن الاجدع مىگويد كه ما از عبد الله بن مسعود پرسيديم تفسير اين آيت كه : و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا . عبد الله مسعود گفت : ما نيز پرسيديم از تفسير اين آيت ، و ما را گفتند چون برادران شما
b
69
I
روز احد شهيد گشتند حق تعالى روحهاى ايشان در شكم مرغانى سبز نهاد كه در ميان جويهاى بهشت مىرفتند و ميوه‌هاى بهشت مىخوردند و پناه مىبردند با قنديلهاى زرين در سايهء عرش آويخته . و خداى تعالى بديشان نظرى فرمود و گفت : اى بندگان من ، شما را چه آرزو است تا من شما را بدهم ؟ ايشان گفتند : خداوندا ، بالاى اين كه ما را بداده‌اى نباشد كه در بهشت مىرويم و ميوه‌هاى آن مىخوريم چنان كه آرزو مىكنيم . پس خداى تعالى يك بار ديگر بديشان نظر كند و گويد : بندگان من ، آرزوئى بخواهيد تا بدهم . ايشان گويند : بالاى اين كه ما را بداده‌اى نباشد . الا آن است كه ما مىخواهيم كه يك بار ديگر روح ما با قالب ما رد فرمائى تا ما با دنيا رويم و بار ديگر در راه تو كشته شويم . ( 2 ) از ابن عباس رضى اللّه عنه روايت كرده‌اند كه گفت : چون برادران شما را روز احد شهادت اتفاق افتاد ، حق تعالى روح