تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
دستورى ده تا زيارت تربت مصطفى عليه السلام بكنم . پس خداى تعالى دستورى دهد كعبه بيايد به زيارت تربت رسول عليه السلام و گويد : يا رسول اللّه ، تو اندوهگين مباش از براى سه كس كه من از براى ايشان شفاعت مىكنم : يكى آنكه طواف من كرده باشد ، ديگر آنكه از خانه بيرون آمده باشد و عزم زيارت من كرده باشد و به من نرسيده باشد ، سديگر آنكه در آرزوى من بوده باشد و راه نيافته باشد . ( 1 ) از مجاهد روايت كرده‌اند كه آدم طواف كرد به خانهء كعبه ، فرشتگان فرا پيش آمدند و دست در دستش نهادند و سلامش كردند و گفتند : حجت مقبول باد اى آدم ، طواف كن بدين خانه كه ما پيش از تو به دو هزار سال طواف كرده‌ايم بدين موضع . آدم عليه السلام گفت : شما در طواف چه مىگفتيد ؟ گفتند : ما مىگفتيم : سبحان الله و الحمد لله و لا إله الا الله و الله اكبر . آدم گفت : من بر اين زيادتى بكنم ، و لا حول و لا قوة الا بالله . ( 2 ) و در روايت ابن عباس است كه چون ابراهيم حج كرد همچنين فريشتگان چنان كه با آدم گفتند با ابراهيم بگفتند . ابراهيم گفت : من نيز بر آن زيادتى بكنم . العظيم در افزود يعنى لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم . پس ملائكه همچنان با آن زيادتيها مىگفتند . ابن عباس يقول النظر الى الكعبه محض الايمان . ابن عباس مىگويد كه نظر كردن در كعبه محض ايمان است . ابن المسيب قال من نظر الى الكعبه ايمانا و تصديقا خرج من الخطايا كيوم ولدته امة . ( 3 ) ابن المسيب گفته است كه هر كه در كعبه نگرد به ايمان و تصديق ، از گناهها بيرون آيد چنان كه آن روز كه از مادر زاده بود . محمد بن السائب قال من نظر الى الكعبه ايمانا و تصديقا تحاتت ذنوبه كما تتحات الورق من الشجر . ( 4 ) محمد بن السائب گفته است كه هر كه بنگرد به كعبه به ايمان و تصديق ، گناه از او فرو ريزد چنان كه برگ از درخت فرو ريزد .
a
36
I
( 5 ) مجاهد گفته است كه من كعبه را در خواب ديدم كه با رسول عليه السلام سخن مىگفت كه اگر امت تو از معاصى باز نه‌ايستند ، من خويشتن را بيفشانم تا هر سنگى از من