تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
طاعت دارى تو تسليم كرده ، و مناسك چنان كه فرمان تو به جاى آورده . من از تو مىخواهم كه ايشان را از فزع روز قيامت آمن گردانى و شفاعت من در حق ايشان قبول كنى و ايشان را پيرامن من جمع آرى . پس فرشته آواز دهد كه ايشان ( 1 ) پس از آنكه به تو آمدند ارتكاب معاصى كرده‌اند و بر كباير اصرار نموده‌اند تا آتش دوزخ واجب گشته است ايشان را . پس كعبه گويد من شفاعت در حق خداوندان گناههاى بزرگ مىكنم . پس خداى عز و جل گويد شفاعت تو در حق ايشان قبول كردم و آنچه حاجت تست روا كردم . پس منادىاى آواز دهد از ميان آسمان و زمين كه هر كه زيارت كعبه كرده است از ميان خلق عرصات بيرون رويد . ايشان جدا شوند و حق تعالى ايشان را جمع كند پيرامون خانهء كعبه و همه را رويها سپيد باشد . طواف كعبه مىكنند از آتش دوزخ ايمن گشته و مىگويند : لبيك لبيك . پس فريشته‌اى ندا كند از ميان آسمان و زمين كه اى كعبهء خداى برو . كعبه گويد : لبيك لبيك . و الخير بين يديك لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك . پس فرشتگان كعبه را به محشر كشند . و روى مسندا عن النبى صلى اللّه عليه : انه قال اذا حج المسلم و لم يقبل منه يحط عنه و زر سبعين سنة قيل يا رسول اللّه فان لم يكن له عمر سبعين قال يحط عن ابويه قيل ان لم يكن قال عن اهل بيته . ( 2 ) روايت كرده‌اند از رسول عليه السلام كه او گفت : چون بندهء مسلمان حج كند و از او قبول بيفتد ، گناه هفتاد ساله
b
35
I
از او فرو نهند . گفتند : يا رسول اللّه ، اگر او را عمر هفتاد سال نباشد ؟ ، گفت از گناه مادر و پدرش عفو كنند . گفتند : اگر ايشان را گناه نباشد ؟ گفت : از اهل بيت او . ( 3 ) و آورده‌اند كه اگر مردى را گويند به مكه كه طواف خانهء كعبه كن ، او گويد نكنم ، پس پاى او بگيرند و پيرامن كعبه بگردانند و طواف كنند ، خداى تعالى او را بيامرزد . ( 4 ) و روايت كرده‌اند كه كعبه سخن گويد روز قيامت و گويد : خداوندا ، مرا