نزديك ركن يمانى و پس مقام و منا و عرفات و آنجا كه جمرات اندازند و در اندرون كعبه و بر صفا و مروه و دعا در ميان حرم در اين همه مواضع دعا مستجاب باشد . ( 1 ) عبد القاسم سلام گفت يكى از بزرگان گفت كه مجاور كعبه بودم پس خواستم كه از آنجا انتقال كنم و به جاى ديگر روم پس در خواب ديدم كه مرا گفتند جوار ما كراهت مىدارى كه جاى ديگر مىروى ؟ پس از خواب در آمد و توبه كرد و تا زنده بود آنجا مقام كرد . ( 2 ) وهب منبه روايت كرده است كه در تورات نوشته است كه خداى عز و جل روز قيامت بفرستد فرشتگان ملاء اعلى را در دست هر يكى زنجيرى از زر و ايشان را فرمان دهد كه خانهء كعبه را بدين زنجيرها به عرصهء محشر كشند .
ملائكه بيايند و خانه را به هفتصد هزار سلسلهء زرين بكشند و فرشتهاى ندا كند كه اى كعبهء خدا ، به عرصهء محشر رو به فرمان خدا ، و كعبه را آن روز دو چشم باشد و زبان و دو لب و ندا كند و گويد مرا به خداى تعالى شفاعتى هست امروز و طلبتى از حضرت بارى من نروم تا خداى تعالى اين مطلوب به من ندهد . پس فرشتهاى از ميان آسمان و زمين آواز دهد كه بخواه
a
35
I
آنچه خواهى . كعبه گويد : خداوندا ، شفاعت من قبول كن در حق همسايگان من كه گرداگرد من مدفوناند از جملهء مؤمنان . حق تعالى گويد حاجت تو روا گردانيدم . پس همه مردگان مكه از گورستان برانگيزند رويها سپيد و احرام گرفته و بيايند و در حوالى كعبه جمع شوند و لبيك لبيك مىگويند . ( 3 ) پس فرشتگان گويند : برو اى كعبهء خداى . كعبه گويد : نروم تا آنچه مقصود من است تمام نشود . فرشتهاى از ميان هوا ندا كند كه بخواه از من تا بدهم . پس كعبه به آواز بلند گويد كه خداوندا ، بندگان تو كه اقرار آورده بودند به وحدانيت تو و به رسالت پيغمبر تو و گناه - كار بودند و هر يك به اميد مغفرت به من آمدند از راههاى دور بر اشتران لاغر نشسته ، خاك آلود و شوريده موى ، خان و مان و فرزندان و دوستان را بگذاشته و به آرزوى من بيرون آمده و در