تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
بگفت . ( 1 ) پس تبسمى بكرد . گفتند : يا رسول اللّه ، تو تبسم كردى در ساعتى كه تو در آن ساعت تبسم نكردى هرگز . رسول عليه السلام گفت : تبسم از آن كردم كه عدوى خداى تعالى ابليس چون بديد كه خداى تعالى دعاى من مستجاب كرد در حق امت من ، واويلى در گرفت و خاك بر سر مىپاشيد . پس چون نزديك شد كه آفتاب برآيد به منا رفت و رمى جمار كرد و اشتر كشت و سر تراشيد و طواف كرد هفت بار و باز گرديد و با منا آمد و نماز پيشين بكرد و خطبهء وداع بگفت و احكام در آن بيان كرد و اصحاب را معلوم كرد كه مفارقت من از دنيا نزديك شد ، و خطبه‌اى دراز بگفت . و روايات مختلف هر روايتى به الفاظ ديگر روايت كرده است . پس باز گرديد و با مدينه آمد و اين آيت بيامد كه :
وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ،
و به مدينه بود تا آن وقت كه از دنيا رحيل كرد . ( 2 ) سرى سقطى رحمة اللّه عليه گفت : شنيدم از على بن الموفق و او از حج باز گرديده بود و مىگفت : الهى لا تجعل هذا آخر عهدى من نبيك و زيارته الهى استحييت من كثرة ما اقول لا تجعل آخر عهدى و انت تفعل ذلك . گفت : خدايا اين حج كه گزاردم آخر عهد من مگردان از پيغمبر تو و زيارت او ، خدايا شرم مىدارم از بس كه مىگويم كه آخر عهد من مكن و تو اجابت مىكنى . پس گفت : خداوندا شصت حج گزاردم ، اگر قبول كرده‌اى از من ، ثواب سى حج به محمد مصطفى صلى اللّه عليه بخشيدم و ثواب ده حج به خصمان خود بخشيدم ، و ثواب ده حج به مادر و پدر خود بخشيدم و ثواب ده حج مرا ، و همهء مؤمنان و مسلمانان را . پس خواب بر وى غلبت كرد . در خواب چنان ديد كه او را گفتندى كه اى على بن الموفق ، سخاوت بر من مىكنى و من آفريدگار سخاوتم ، ترا گواه كردم و همه فريشتگان را گواه گردانيدم كه من همه
aI
3
I
امت محمد را بيامرزيدم . پس على بن الموفق از خواب درآمد و سه شبانروز مىگريست و مىگفت : يا واسع المغفره اغفر لنا برحمتك . و تم هذا الباب فى حج النبى عليه السلام .
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 368 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى