تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
حدثنى رسول اللّه صلى اللّه عليه و هو آخذ بشعره قال من آذى شعرة منك فقد آذانى و من آذانى فقد آذى اللّه و من آذى اللّه فعليه لعنة اللّه . ( 1 ) روايت كرده‌اند راويان از رسول عليه السلام و هر راوى اى موى خويش به دست مىگرفت در وقت روايت تا به امير المؤمنين على ، و او نيز موى به دست گرفت و گفت : رسول عليه السلام موى خويش به دست گرفت و گفت : يا على ، هر كه يك تارهء موى را از تو بيازارد ، مرا آزرده باشد ، و هر كه مرا بيازارد خداى را آزرده باشد ، و هر كه خداى را بيازارد لعنت خداى برو باشد . بو هريره رضى اللّه عنه روايت كرده است كه حسن يا حسين نزديك رسول عليه السلام بود و رسول او را سخت دوست مىداشت پس گفت كه من نزديك مادر مىروم . من گفتم كه با وى بروم . رسول عليه السلام گفت : مرو ، پس برقى از آسمان بيامد و حسن در روشنائى آن مىرفت تا پيش مادر رسيد . عن على بن ابى طالب قال سمعت رسول اللّه صلى اللّه عليه يقول من آذانى فى اهل بيتى فقد آذى اللّه عز و جل و من اعان على اذاهم و ركن الى اعدائهم فقد آذن
a
96 بحرب من اللّه و لا نصيب له غدا فى شفاعة رسول اللّه . ( 2 ) على بن ابى طالب روايت مىكند كه شنيدم كه رسول عليه السلام گفت هر كه اهل بيت مرا آزرده گرداند ، مرا بدين سبب آزرده باشد ، و خداى عز و جل را آزرده باشد ، و هر كه كسى را يارى كند در آزردن ايشان يا ميل كند به دشمنان ايشان آگاهى داده باشد به محاربت از خداى تعالى و او را نصيب نباشد در شفاعت رسول عليه السلام . قتاده عن سعيد بن المسيب ان النبى صلى اللّه عليه قال ان اللّه وعدنى فى اهل بيتى خاصة من لقينى منهم بالتوحيد فله الجنة . ( 3 ) رسول عليه السلام گفت كه خداى تعالى وعده داده است مرا در اهل بيت من خاص كه هر كه با خدا رسد با توحيد او را در بهشت كند . ابو هريره رضى اللّه عنه روايت كرده است كه سبيعه دختر بو لهب بيامد به نزد رسول عليه السلام و گفت يا رسول اللّه ، مردمان بانگ مىزنند و مرا مىگويند كه من دختر هيمهء دوزخم . رسول عليه السلام برخاست و سخت خشمناك
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 273 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى