و درويشان را نخواند . ( 1 ) و رسول را به دعوتى خواندند كه ختنه خواستند كرد
a
36 ، سر باز زد و نرفت . و رسول را به وليمهاى خواندند به طعام عروسى . چون در رفت ، ديوار و سقف سراى به جامهها و تتقها پوشانده بودند . رسول گفت : نمىدانم كه اين ديوارها شكايت كرده بودند از برهنگى تا شما جامه درو پوشانيدى يا شكايت از سرما كرده بود ، تا شما گرمش كرديد به جامه ؟ اين سخن بگفت و باز گرديد .
و سنت است تره خوردن ، چه رسول عليه السلام بگذشت به بقلة الحمقا ، و آن پلپهن باشد ، گفت : اين مباركست . و رسول را پاى از حرارت درد كرد ، آب پلپهن بيفشرد و گفت : اين مبارك است .
اللهم بارك فيها ان منها شفاء من تسعة و تسعين داء انبتى حيث شئت .
( 2 ) و رسول عليه السلام گفت : اگر برادر من موسى صبر كرده بودى با خضر هزار باب از علم بياموختى بجز علم سفينه و كودك و ديوار . پس عبد اللّه سلام گفت : يا رسول اللّه ، آن علم چه بود كه خضر دانست ؟ رسول گفت : علم آسمان هفتم و آنچه زير عرش است و آنچه در بيت المعمورست ، و آنچه بالاى سدرة المنتهى است ، و آنچه در هوا است . و خضر و اليسع در بيابان هر شب جمع شوند ، آنجا كه سد ذو القرنين است ، و هر سال حج كنند ، و از آب زمزم شربتى بخورند ، و ايشان را بسنده باشد تا سال ديگر ، و طعامشان كرفس باشد . و رسول گفت : هر كه كرفس خورد و بر آن بخسبد ، بوى دهانش خوش باشد و آمن باشد از درد دندان و هر كه سداب بخورد و بر آن بخسبد ، امن باشد از دمل و ذات - الجنب . و از آن جملت كه ترك بايد كرد ، گندناست . ( 3 ) و رسول گفته است كه هر كه گندنا بخورد و بر آن بخسبد ، آمن باشد از باد بواسير ، و بوى دهانش ناخوش باشد . و دو فرشته كه برو موكل باشند ، ازو دور شوند تا بامداد . رسول گفت : هر كه جرجير بخورد ، و آن ككج است ، و بر آن بخسبد ، همه شب رگ جذام با او منازعت مىكند در بينى . و گفت جرجير را در دوزخ ديدم . و گفت : هر كه