كند از آنكه از رسول عليه السلم چيزى روايت كند و از وى نشنيده باشد كه رسول عليه السلم گفت : هر كه دروغ بر من نهد ، گو جاى خويش در دوزخ بساز . و سنت است سرمه در چشم كردن .
( 1 ) و پرهيز كند از بازى و دروغ و غيبت و خوض كردن در نجوم كه در خبرست كه هر كه بياموزد علم نجوم ، چنان است كه شاخى از جادوى فرو گرفته است . و سنت است كه دوستى نمايد با همنشين خود . و كراهيت است كه مدح كند در روى ، كه از رسول عليه السلم روايت است كه خاك در روى مدح كنندگان پاشيد . و سنت است كه در كارها مشورت كند . و سنت است كه دشنام ندهد چيزى را ، و لعنت نكند . و سنت است بوى خوش به كار داشتن مردان را .
اما در حق زنان ، اگر ملازم خانه باشند ، شايد . كه در خبرست كه رسول گفت كه هر زنى كه از خانه بيرون آيد و بوى خوش به كار داشته باشد ، فريشتگان او را لعنت مىكنند تا باز گردد . و مستحب است كه سفر تنها نكند و در خانه تنها نخسبد . ( 2 ) و در خبرست كه
a
35 لا عدوى و لا طيرة و لا صفر . معنى آن است كه علتى كه كسى را باشد ازو تعدى نكند با ديگرى به مجاورت ، چون جرب و برص و جذام . و فال بد زدن اصلى ندارد . و ماه صفر را به فال بد داشتن اصلى ندارد . آوردهاند كه چون رسول اين خبر بگفت ، مردى برخاست و گفت : يا رسول اللّه ، شتر گر گن مىباشد و شتران ازو گر باز مىگيرند . رسول گفت : فمن اجرب الاول ، شتر نخستين گر از كدام گرفته است ؟ با آنكه روايت است كه مجذومى آمده بود كه با رسول عليه السلام بيعت كند و دست در دست رسول نهد .
رسول گفت : بازگرد كه ما با تو بيعت كرديم . و دست در دست او ننهاد . و اين در ابتداى اسلام بود . رسول عليه السلام خواست كه دلهاى قوم نگاه دارد . و آن مجذوم با ايشان مصافحت نكند و ايشان را ازو نفرتى باشد اما از خويشتن نترسيده باشد و الله اعلم . و از سنت است كه رخصتى كه خداى تعالى داده بود كار بندد . و از سنت است كه حق مجلس به جاى آرد . و حقش آن است كه رسول