خداى تبارك و تقدس شما از روى مرحمت و احسان واضح و بيان نمائيد در آن زمان آن نبىّ آخر الزمان ميفرمود كه حضور تو بواسطه ء حاجت فلان و مطلب و مرام چنين و چنان خواهد بود در ساعت آن مرد تصديق قول حضرت رسالت مىنمود ، و نيز حضرت نبى الرحمه اخبار و اعلان اهل مكه با سيرى و گرفتارى تمامى ايشان بدست اهل اسلام نمود و آن مقدمه چنان شد كه آن حضرت فرمود ، و از جمله اخبار كه آن رسول مختار در نزد اصحاب و ساير مردم اظهار نمود بيان حقايق احوال و سازش آن دو ضالّ مضل از اعيان اهل شقاق و عدوان و از مشاهير عرب يعنى ميان صفوان بن اميّه و ميان عمير بن وهب بود زيرا كه در هنگامى كه عمير به خدمت سيد البشر آمد و گفت يا محمد من بنزد شما به جهت خلاصى پسر خود از بند دفع و رفع آزار و گزند فرزند خود باينجا آمدم حضرت رسول خداى گفت دروغ ميگوئى و تو بواسطه آز و هوس كه در خاطر تو مؤسّس است بلكه به جهت شرطى كه با آن كافر ناكس كردى روانه اينجانب شدى و آن شرط ميان تو و صفوان بن اميه است و آن مقدّمه چنان بود كه تو و آن كافر لئيم هر دو در برابر خانه ايزد كريم در مكان حطيم كه ما بين باب و حجر الأسود است جمعيّت نموديد ذكر و بيان خويشان و ياران شما كه در جنگ بدر بدست اهل اسلام كشته گشته بسقر مقر كردند نموديد و با يك دگر تكلم بدين نهج از روى تحير نموديد كه و الله هر آينه موت به جهت ما بر ما بغايت اسهل و اهون است از حيات و بقاى ما از آنچه محمّد با ما كرد و يار و احباب بعد از جنگ سر چاه بدر اصلا مستحسن و درخور نيست و زندگى ما بىخويش و اقرباى با عين رنج و عناد و تعب و بلاست
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 384
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٨٤