گفت اى يهودى آن امر بنوعى كه ذكر كردى چنان بود ليكن محمّد رسول ايزد معبود نيز كارى به مثل اين عمل معمول نمود چنانچه در روز جنگ حنين آن سيّد المرسلين سنگى از زمين برداشت و در دست مبارك خود نگاه ميداشت از آن حجر تسبيح و تقديس حضرت واحد اكبر مسموع حضار آن محضر مىشد در همان اثر سيّد البشر گفت اى حجر به حكم خالق قادر شكافته شو در ساعت آن حجر سه پاره گرديد و هر پاره آن بنوعى ديگر تسبيح مهيمن سبحان ميكردند چنانچه تسبيح هر يك فلقه ء حجر از پاره ديگر مسموع بشر نمىشد و نيز آن سيّد الورى در يوم البطحاء كسى بطلب درخت فرستاد و حكم باحضار آن شجره به خدمت آن نبى الرحمه نمود در ساعت آن شجره حاضر شد و از هر شاخ آن درخت نوع ديگر تسبيح و تقديس و تهليل ربّ جليل مسموع ارباب ملت مىشد بعد از آن رسول آخر الزمان فرمود كه اى درخت شكافته شو در ساعت آن درخت شق گشته دو حصه گرديد باز آن نبى حضرت بىنياز فرمود كه اى شجره بايد كه هر دو نصف بيكدگر ملصق شويد در همان لحظه به يكديگر چسبيده بهيئت اول درخت درست گرديد آنگاه حضرت حبيب الله گفت اى درخت اگر بر نبوّت و رسالت من شهادت دارى به حكم حضرت الهى بايد كه گواهى دهى در ساعت درخت شهادت بر نبوّت آن صاحب سعادت داد آنگاه حضرت رسول الله ( ص ) گفت :
اى درخت بايد كه مراجعت به مكان خود و تسبيح و تهليل و تقديس ايزد مقدّس نمائى في الفور آن شجره بموضع اصليه خود معاودت نمود و جاى آن درخت مكان جزارين به مكه معظَّمه است يهودى گفت :
يا على زعم قوم نصارى در حق عيسى عليه التحيّة و الثنا آنست كه آن حضرت پيوسته سيّاح بامر فالق الأصباح بود . امير المؤمنين على ( ع ) گفت :
قول نصارى در باب سياحت عيسى ( ع ) واقع و حقّست ليكن سياحت
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٨٦