كه حبيب و خليل و فرد كردند .
امّا خليل چنين گفت :
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
« 60 » . پس ابراهيم خليل عليه السّلام مرض را نسبت به خود داد و شفا را نسبت با خالق و پروردگار خود ، با وجود آنكه مىدانست كه همه مرض و شفا از پيش خداست ليكن درين آيت رعايت التزام ادب كرد .
و امّا حبيب كه حضرت رسالت است ( ص ) فرمود كه :
لبّيك لبّيك و الخير كلّه بيديك و الشّرّ ليس اليك « 61 » و رسول عليه السّلام اگرچه مىدانست كه خالق خير و شرّ و نفع و ضرر حقّ تعالى است ، امّا در عبارت رعايت ادب فرمود .
و امّا فرد كه آن خضر است ( ع ) در سوراخ كردن كشتى گفت : فاردت ان اعيبها « 62 » و در استوار كردن ديوار گفت : فاراد ربّك « 63 » پس اسناد عيب با نفس خود كرد و استوار كردن ديوار
هامش
( 60 ) . آيههاى 79 و 80 و 81 از سوره 26 ابراهيم گفت : خداى من خدائى است كه مرا آفريد پس از آن به راه راست هدايت فرمود ، خدائى كه مرا غذا مىدهد و چون تشنه شوم سيرابم مىكند ، و چون بيمار شوم مرا شفا مىبخشد .
( 61 ) . خوبىها همه در دست توست ولى بدىها از طرف تو نيست .
( 62 ) . خواستم كه كشتى را عيبناك كنم .
( 63 ) . پروردگارت خواست .