با حضرت پروردگار نسبت داد ، و حال آنكه خضر مىدانست كه خالق و فاعل و مريد به حقيقت حق تعالى است ، ليكن ادب رعايت كرد .
پس بر اين تقدير معنى آيت چنين باشد كه : آنچه رسيده است به تو از نيكى از خداى تعالى است از جهت خلق و ايجاد ، و آنچه رسيده است به تو از بدى ، از بدى نفس تست از جهت اضافه و اسناد از جهت ادب شرع ، و الّا در بعضى از قرائات خواندهاند كه :
فَمِنْ نَفْسِكَ ؟
« 64 » و بر اين تقدير مجموع منسوب با حضرت عزّت باشد .
سؤال : اگر گويند كه : حق تعالى منزّه است از خلق معصيت زيرا كه معصيت قبيح است و حق تعالى از خلق و ايجاد قبايح مقدّس است ؟ جواب گوئيم كه : فعل معصيت قبيح است از بنده زيرا كه مخالف امر است ، زيرا كه قبح راجع با ذات منهى عنه نشود ليكن چون نهى به منهى عنه متعلّق است منهى عنه قبيح است - همچنانكه حسن متعلّق بذات مأمور به نيست - امّا چون امر متعلّق است به مأمور به مأمور به حسن است .
و بدانكه گاه باشد كه نسبت با حق تعالى تنزيه از تنزيه واجب است همچنانكه اگر مدّعى گويد كه خداى تعالى منزّه
هامش
( 64 ) . از جانب تو است .