صاحب اصلى اينها بيايد تكليف و جلالت شأن آنها معلوم خواهد شد ، قبل از اينكه اصل آنان بدست آيد آنها را شماره كنيد تا ببينيد كه جمعيتشان در اين شهر كم و عزتشان زياد است ، زيرا اين گروه بعد از اين جلال و شأنى پيدا ميكنند و تعبير خواب من بر حق خواهد بود .
بعضى از اهل مكّه به يكديگر ميگويند : بر فرض اينكه به قدر اينها جمعيت بيايد نبايد شما را خوفى باشد زيرا كه اين قوم اسلحه ندارند و سنگر و پناهى ندارند كه به آن پناهنده شوند ، اگر لشكرى به طرف شما بيايد شما در مقابل آنها قيام كنيد كه آنها در مقابل شما چون شربت آبى هستند كه شخص تشنه بياشامد ، دائما در اين گونه گفتگوها خواهند بود تا شب فرا مىرسد و خواب بر آنها مستولى شده متفرق ميشوند و بعد از آن اجتماع نميكنند . آنگاه قائم عليه السّلام قيام مىكند و اصحاب قائم عليه السّلام نظير فرزندان يك پدر و مادر كه صبح متفرق و شب اجتماع نمايند با يك ديگر ملاقات ميكنند .
ابو بصير به امام صادق عليه السّلام گفت : فدايت شوم غير از اين عدّه در روى زمين مؤمنى نخواهد بود ؟ فرمود : چرا ولى اين عدهاى كه قائم عليه السّلام در ميان آنها مىآيد از نجباء و فقها و حكّام و قاضيهائى هستند كه ظاهر و باطنشان يكى است و هيچ حكمى بر آنها مشكل نميشود .
نيز ابو بصير گويد : از امام جعفر صادق عليه السّلام راجع به اصحاب قائم عليه السّلام پرسيدم : آن حضرت مرا از جا و مكان و تعداد آنها مطلع كرد .
همين كه سال دوم شد نزد آن بزرگوار آمدم و گفتم : قصهء مرابط و سيّاح چيست ؟ فرمود : ( آنها چند نفرند ، اول ) مردى است از اهل اصفهان از
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٠٤