براى او بگو ، همين كه نزد آن شخص ثقفى مىآيند آن مرد مخزومى مىگويد : در عالم خواب ديدم كه قطعه ابرى از آسمان آمد تا اينكه بر كعبه فرو نشست بعد از آن ديدم كه در آن ابر ملخهائى است كه داراى بالهاى سبزى هستند ، آنگاه به طرف يمين و شمال پرواز كردند و بهر شهرى كه مىرسيدند آن را آتش ميزدند و بهر بنائى كه مصادف ميشدند آن را خراب مىكردند .
آن مرد ثقفى مىگويد : تعبير اين خواب اين است كه امشب لشكرى از لشكرهاى خدا بر شما وارد شده و شما قدرت مقاومت با آنها را نداريد ، مىگويند : آرى به خدا قسم ما امروز چيز عجيبى ديديم و جريان آن جمعيت را نقل ميكنند ، آنگاه از نزد او بلند ميشوند كه در مقابل آنها قيام كنند ولى خدا دلهاى اهل مكه را پر از خوف و ترس خواهد كرد .
اهل مكه به يكديگر مىگويند : در بارهء اين گروه تعجيل نكنيد زيرا كه عمل ناپسندى انجام ندادهاند و اسلحه ( برخ شما ) نكشيدهاند و عمل بر خلافى را مرتكب نشدهاند ، شايد در ميان اين قوم مردى از قبيلهء شما باشد ، اگر عمل بر خلافى از اين گروه سر زد آنگاه آنها را خارج كنيد .
و اصحاب قائم عليه السّلام با سيماى نيكو مشغول عبادت و اعمال حج خواهند شد و آنها در كعبهاى هستند كه هر كس داخل آن شود خوف و ترسى ندارد مگر وقتى كه در كعبه ايجاد حادثهاى كنند و آنها ايجاد حادثهاى نكردهاند كه حرب با آنها واجب شود .
مرد مخزومى كه سرپرست آن مردم است مىگويد : من مطمئن نيستم از اينكه اين جمعيت بدون اصل و ريشة باشد وقتى كه
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٠٣