از بدر يكنفر - از الحان يكنفر - از مدينه يكنفر - از ربذه يكنفر - از كوفه چهار نفر - از حيره يكنفر - از كوثى يكنفر - از طى يكنفر - از زبيده يكنفر - از برقه دو نفر ، از اهواز دو نفر از اصطخر دو نفر - از بيداميل يكنفر - از ليان يكنفر - از . . . . يكنفر - از حلوان دو نفر - از بصره سه نفر - از اصحاب كهف چهار نفر - و آن دو تاجرى كه از عانه بسوى انطاكيه خارج ميشوند ، و يازده نفرى كه از روم طلب امنيت ميكنند و آنهائى كه بسرانديب نازل ميشوند - از سمندر چهار نفر - آن مردى كه در سلاهط از مركب مفقود مىشود آن دو نفرى كه از شعب به سندانيه فرار ميكنند - از نخشب يكنفر - آن مردى كه از بلخ از دست عشيرهء خود فرار مىكند - آن كسى كه از سرخس بوسيلهء قرآن با دشمنان استدلال مىكند .
اينها سيصد و سيزده نفرند كه خدا همه را در يك شب جمعه در مكّه معظمه جمع مىكند ، شب را در بيت اللَّه الحرام صبح ميكنند و احدى از آنها تخلف نخواهد كرد ، آنگاه در بين كوچههاى مكه منتشر ميشوند و جستجوى اطاق ميكنند كه سكنا نمايند ، اهل مكه آنها را نميشناسند زيرا كه در آن موقع آمدن قافله از شهرها براى حج عمره يا تجارت نزد آنها سابقه ندارد ، پس عدهاى از اهل مكّه به يكديگر ميگويند : اين گروه غريبى كه ما امروز در مكه مىبينيم تاكنون نديده بوديم ، اينها اهل يكشهر نيستند از يك قبيله هم نيستند اينها كه اهل و عيال و مالهاى سوارى ندارند ؟ ! .
در اين بين مردى از بنى مخزوم مىآيد ( و كلام آنها را قطع كرده ) مىگويد : من امشب خواب عجيبى ديدهام كه خيلى از آن خائف و ترسانم آن جمعيت مىگويند : بيا تا نزد فلانى ثقفى برويم و تو خواب خود را
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٠٢