سخنگويى و انديشه و ذهنى براى درك اشيا و معانى نداشت ، هيچ گاه قادر به سخن گفتن نبود . اگر كف دست و انگشتانى مناسب براى نوشتن نداشت ، هيچ گاه توان نوشتن چيزى در او نبود . اين حقيقت را در نگرش و تأمل در حيواناتى درياب كه نه سخن مىگويند و نه مىنويسند ؛ پس اصل و ريشه اين نعمتهاى سترگ ، آفرينش حكيمانهء خداى جلّ و علا و تفضل او بر آفريدگان است . آن كه سپاس گويد پاداش مىگيرد و آن كه كفر و ناسپاسى ورزد بىترديد خداى جلّ و علا از همه عالميان بىنياز است . ( سورهء نمل ، آيهء 40 )
[ رفع نيازهاى دينى و دنيايى انسان ]
اى مفضّل ! بينديش كه خداوند جلّ و علا چه دانشى را به آدمى آموخت و عطا نمود و كدام را به او نداد ؟ دانش دين و دنيا را به او ارزانى داشت . در بارهء دانش دينى ، با نشانهها و براهينى كه در ميان آفرينش نهفته شده معرفت و شناخت آفرينشگر را و شناخت واجباتى چون ، رعايت عدالت در ميان مردم ، نيكى و احسان به پدر و مادر ، اداى امانت ، كمك به برادران دينى و . . . را به او عطا كرد .
اين امور همه باعث مىگردند كه انسان مخالف و موافق در سرشت خود خداى را بشناسند و در فطرتشان به او اقرار و اعتراف نمايند .
همچنين دانش دنيا را نيز به او هديه نمود . از جملهء اين نوع دانش مىتوان به دانش زراعت و درختكارى ، دانش استفاده از زمين ، نگاهدارى از گوسفندان و چهارپايان ديگر ، جارى كردن و اخراج آبها از دل زمين بر روى آن ، شناخت داروهاى شفا بخش بيماريهاى گونهگون ، شناخت و بهرهگيرى از معادن مختلف كه از آنها جواهر استخراج مىشود ، سوار شدن بر كشتيها ، فرو رفتن در دل آب ، انواع