تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
بگيرد . در حقيقت از انسانيت خارج مىشد [ و مانند حيوانات هيچ انديشه و اختيارى نداشت ] .

[ نعمت حافظه و فراموشى ]

بنگر كه چگونه تنها يكى از اين ويژگيهاى فراوان باطنى اين گونه مهم است [ كه اگر وجود نداشته باشد اين همه نارسايى در كار انسان پديد مىآيد ؟ با اينكه نعمت حافظه تنها يكى از آن همه نعمت است ] . بدان كه نعمت فراموشى بسيار بزرگتر از نعمت حافظه و يادآورى است . اگر [ نعمت ] فراموشى نبود ، هيچ كس مصيبت و سختى خود را فراموش نمىكرد . حسرتش پايان نمىيافت . كينه‌اش تمام نمىگشت . با ياد داشتن [ و عدم فراموشى ] آفات دنيا هيچ گاه از آن بهره نمىجست . اميدى به فراموشى و غفلت سلطان [ و حاكمى كه دشمن اوست ] و رهايى از حسد رشكبران نداشت . آيا نمىبينى كه چگونه دو نيروى حافظه و فراموشى كه ضدّ يك ديگرند ، هر كدام براى مصلحتى خاص در نهاد آدمى نهفته شده است ؟ حال كه چنين است و اين دو نعمت [ خداى جلّ و علا ] كه ضدّ يك ديگرند به سود انسان كار مىكنند و هر كدام براى آدمى ضرورى است ، چرا ، بايد برخى [ از مردم نادان و مشرك ] در اين اشياء متضاد به دو خالق و آفرينشگر متضاد معتقد شوند ؟

[ در ميان حيوانات ، تنها انسان با حياست ]

اى مفضّل ! در آنچه كه خداوند جليل القدر و عظيم الغناء در ميان
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 73 | المفضل بن عمر الجعفي / نجفعلى ميرزائى