تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
« اى مرد ! اگر از متكلمانى با تو سخن مىگوييم . در صورتى كه [ بر ما چيره شدى و ] حق را نزد تو يافتيم ، از تو پيروى خواهيم كرد . اما اگر از اينان نيستى هيچ سخن مگوى . اگر از ياران و اصحاب [ امام ] جعفر صادق [ عليه السّلام ] هستى ، بدان كه او با ما اين گونه سخن نمىگويد و همانند تو با ما مجادله نمىكند . او بيش از آنچه تو از ما شنيدى ، از ما شنيده ، امّا هيچ گاه سخن را با فحش و تعدى آلوده ننموده است . او همواره در سخنان خود شكيبا ، باوقار ، انديشه‌گر و استوار بوده و هيچ زمانى به ستوه مىآمد و خلقش تنگ نمىگشت و بر نمىآشفت . ابتدا نيك به سخنان ما گوش فرا مىدهد ، مىكوشد كه دليل ما را بدرستى دريابد ، ما نيز همه چيز خود را به ميان مىآوريم . هنگامى كه [ سخنان ما تمام مىشود و ] مىپنداريم او را محكوم كرديم [ و بر او چيره شديم ] ، ناگاه با سخنى كوتاه و اندك [ بر ما غالب مىآيد ، ] دليلمان را مىشكند . عذرمان را مىبرد و ما را تسليم دليل خود مىكند ، به‌گونه‌اى كه هيچ پاسخى در جواب به دلايلش نمىيابيم . حال اگر از ياران اويى تو نيز با ما چون او سخن بگو .

[ علت املاى كتاب بر مفضّل ]

مفضّل مىگويد : در حالى كه از اين سخنان ، اندوهگين و در اين انديشه بودم كه چگونه اسلام و مسلمانان ، دچار كفر و انكار اين گروه شده‌اند از مسجد بيرون آمدم . به نزد مولايم - صلوات اللَّه عليه - رفتم . آن حضرت مرا شكسته دل و نگران ديد . فرمود : چه شده است ؟ من نيز تمام سخنانى را كه از آن گروه دهرى شنيده بودم و هم سخنان خود را بازگو كردم .
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 41 | المفضل بن عمر الجعفي / نجفعلى ميرزائى