تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مىگشت كه ناگاه گياه « خار خسك » را مشاهده كرد و آن را يافت . آن را برداشت و در دهان مار افكند . مار نيز آنقدر به خود پيچيد كه جان داد . راستى اگر تو را از اين خبر آگاه نمىكردم به ذهن تو و ديگران خطور مىكرد كه « خار خسك » چنين سود و مصلحتى داشته باشد يا از پرنده‌اى كوچك يا بزرگ چنين حيله و چاره‌اى برآيد ؟ از اين و بسيارى از اشياى ديگر درس عبرت بگير و بدان كه منافع و فوايد بىشمارى دارند ولى بايد حادثه‌اى رخ دهد يا خبرى از آنها ذكر گردد تا [ اين سودها ] دانسته شود .

[ زنبور عسل ، از ساخت خانه تا ساخت عسل ]

به زنبور عسل و همكارى گروهى آنها در ساختن عسل بنگر و ببين كه چگونه با ذكاوت و مهارت و دقّت تمام ، اين خانه‌هاى شش ضلعى را مىسازند . اگر در اين كار بدرستى انديشه كنى هر آينه آن را شگفت ، ظريف و لطيف مىيابى . آنگاه كه به عمل و نتيجهء آن نگاه مىكنى آن را در ميان مردم ، عظيم ، شريف و نيكو مىبينى ، ولى وقتى كه به فاعل اين فعل مىنگرى آن را حتى جاهل و نادان به خود مىيابى چه رسد به ديگران ، اين امر به خوبى دليل پر واضحى است كه صواب و حكمت [ و اتقان و استوارى ] اين كار نه براى زنبور عسل [ نادان و بىانديشه ] بلكه از آن كسى است كه سرشت و فطرت آن را چنين آفريده و براى سود رسانى به مردم آن را بر اين كار « مجبول » نموده است .

[ ملخ ، حيوانى ضعيف و در عين حال قوى ! ]

به ملخ بنگر ، براستى چقدر ضعيف و قوى است ! هنگامى كه به آفرينش آن
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 113 | المفضل بن عمر الجعفي / نجفعلى ميرزائى