طلحه گفت : آرى مىدانم .
عثمان گفت : آيا به غير از من كسى از مسلمانان از نوشيدن آب آن چاه محروم شده است ؟ براى چه چنين شده است ؟
طلحه گفت : براى اين كه تو سنت رسول خدا ( ص ) را تغيير دادهاى .
عثمان گفت : آيا مىدانى كه رسول خدا ( ص ) گفته است ، هر كس خانهاى را بخرد و به مسجد اضافه كند ، به واسطهء اين كار بهشت از آن او خواهد شد ، من آن خانه را خريدم و جزو مسجد قرار دادم ؟
طلحه گفت : آرى .
عثمان گفت : آيا تاكنون به غير از من مسلمانى از خواندن نماز در آن مسجد محروم شده است ؟
طلحه گفت : خير .
عثمان گفت : براى چه چنين شده است ؟
طلحه گفت : براى اين كه تو سنت رسول خدا ( ص ) را تغيير دادهاى .
عثمان كسى را به نزد على فرستاد تا به اطلاع او برساند كه آب را بر عثمان و خانوادهء وى بستهاند .
على نيز سه مشك پر از آب براى عثمان و خانوادهء وى فرستاد ، ولى آب به دست عثمان و اطرافيان وى نرسيد .
طلحه به على گفت : تو را چه به اين كار . در نهايت ميان على و طلحه سخنان تندى رد و بدل شد .
در اين هنگام كسى آمد و به آنانى كه خانهء عثمان را محاصره كرده بودند گفت :
معاويه ، يزيد بن اسيد را از شام فرستاده تا به كمك عثمان بيايد ، همراهان وى به حدود چهار هزار نفر مىرسد . هر كارى كه مىخواهيد انجام دهيد . در غير اين صورت از او درگذريد . افرادى كه همچون عبد الله بن زبير ، مروان حكم ، حسن بن على و عبد الله بن سلام و ابو هريره از او دفاع خواهند كرد . مردم وقتى كه خبر لشكريان شام را شنيدند برخاستند و در خانهء عثمان را به آتش كشيدند . ساكنان خانه وقتى آتش را ديدند براى جنگ آماده شدند .
عثمان كار آنان را نپسنديد و گفت : دوست نمىدارم به سبب من خونى ريخته شود .
عثمان به همهء كسانى كه اطراف وى بودند گفت : شما آزاديد ، دوست نمىدارم كسى به جهت من كشته شود .
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس ) — صفحة 62
مساهمون: ابن قتيبة الدينوري
ص٦٢