نامه را در حضور آنان گشود و خواند و آنان را همچنين از ماجراى غلام سياه آگاه گردانيد .
مردم مدينه وقتى از موضوع نامه آگاه شدند ، يكپارچه بر عثمان خشم گرفتند . اصحاب رسول خدا ( ص ) برخاستند و به خانههاى خود رفتند ، مردم نيز عثمان را در محاصره گرفتند و از اين كه آبى به او برسد ممانعت به عمل آوردند و از اين كه كسى از دار الاماره خارج شود جلوگيرى مىكردند . محمد بن ابى بكر ، عثمان را با لحن شديد و تندى تهديد كرد .
محاصره عثمان توسط اهالى مصر و كوفه
گويند مردم مصر رو به سوى على آوردند و گفتند : آيا نمىبينى كه اين دشمن خدا در مورد ما چه نوشته است ؟ برخيز و همراه ما بيا تا به سوى او برويم ، خداوند خون وى را حلال كرده است .
على گفت : به خدا سوگند چنين نخواهم كرد و با شما نخواهم آمد .
مردم مصر گفتند : پس براى چه براى ما نامه نوشتى ؟
على گفت : به خدا سوگند ، من هرگز براى شما نامهاى ننوشتم .
در اين جا عدهاى از آنان به عدهاى ديگر نگاه كردند .
پس از مدتى اشتر نخعى به همراه هزار مرد از كوفه و ابن ابى حذيفه به همراه چهار صد مرد مصرى به در خانهء عثمان رسيدند و خانهء عثمان را شب و روز در محاصره خود داشتند .
در اين ميان طلحه دو گروه را عليه عثمان تحريض كرد و به آنان گفت : عثمان از اين كه او را در محاصره گرفتهايد ، ترس و بيمى به خود راه نمىدهد زيرا وى [ على [ 1 ] ] آب و غذا براى عثمان مىبرد . از اين كه آب به عثمان برسد جلوگيرى كنيد .
سخنان عثمان با مردم خشمگين
وقتى كه از رسيدن آب به عثمان ممانعت به عمل آمد ، او به بلندترين قسمت دار الاماره رفت و با صداى بلند گفت :
طلحه كجاست ؟
وقتى طلحه آمد ، عثمان به او گفت : آيا مىدانى كه چاه رومه از آن فلان يهودى بود و آن يهودى بدون پرداخت پول به كسى آب نمىداد . من آن چاه را به قيمت چهل هزار خريدم و در اختيار مسلمانان قرار دادم تا آنان بدون پرداخت پول از آب چاه استفاده كنند .
هامش
[ 1 ] . در بعضى متون تاريخى آمده است كه آن شخص على بن ابى طالب ( ع ) بوده است . - م .