نيست كه شيعه به احاديث اين دانشمندان بزرگ اهل سنّت احتجاج كند ؟ !
اشكال و پاسخ - 12
يادآورى سخن دهلوى : « از اين رو ، صاحب « جامع الأصول » نقل كرده است كه خطيب تنها براى نيل به همين هدف ( بررسى اين احاديث پس از گردآورى آنها و اينكه آيا اصلى دارند يا خير ) احاديث شيعه را از سيّد مرتضى روايت كرده است . »
اوّلًا : وى مرجعى را كه سخن نويسندهء « جامع الأصول » را از آن برگرفته ، ياد نكرده است تا ما بدان مراجعه كنيم .
ثانياً : صرف روايت احاديث شيعه از سيّد مرتضى توسّط خطيب ، موجب قدح « تاريخ بغداد » و يا كتابى ديگر نمىشود . زيرا ممكن است كه خطيب احاديث شيعه را در نوشتهء ويژهء ديگرى آورده باشد و آنها را در كتاب « تاريخ بغداد » - كه نزد دانشمندان مهمّ مقبول و پذيرفته است - جاى نداده باشد . بنابراين ، مانعى براى احتجاج به روايات « تاريخ بغداد » و ديگر كتب رايج ، وجود ندارد ؛ همان گونه كه دهلوى در باب يازدهم كتابش ، به تقليد از كابلى ، چنين كرده است .
ثالثاً : اين سخن نشان دهندهء شكوه و بزرگى سيّد مرتضى رحمه الله است ؛ چرا كه خطيب بغدادى با آن اعتبارى كه نزد اهل سنّت دارد ، از وى حديث نقل كرده است .
بنابراين ، روشن مىشود كه خوارداشت سيّد مرتضى توسّط دهلوى در باب نبوّت « التحفة » وزن و ارزشى ندارد .
اشكال و پاسخ - 13
دهلوى مىگويد : « در مجموع ، اين حديث حتّى در شمار آن احاديث نيز نيست و بىگمان ، اثرى از آن در كتب اهل سنّت ، هر چند به طريقى ضعيف ، وجود ندارد . »
دهلوى اين پندار دروغين را پىدرپى ، بازگو مىكند ! خدايا تو خود مىدانى كه اين بهتانى بزرگ است ! ليكن خوانندهء دقيق دانست كه اين حديث شريف در كتابهاى زير آمده است :
1 . كتاب السنّه ، اثر ابن شاهين بغدادى ؛