تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
نگريستن به رخسار على عبادت است . ياد كردن على عبادت است . و خدا ايمان هيچ بنده‌اى را جز به ولايت او و بيزارى از دشمنانش نمىپذيرد . اين روايت را تنها بر اساس حديث ابن شاذان نوشتيم ؛ حديثى كه حافظ همدانى نقل كرده و خوارزمى در نقل آن وى را پيروى كرده است . « 1 » - حافظ زرندى : خطيب ضياءالدين ، اخطب خوارزم ، موفّق بن احمد مكّى - رحمه اللَّه - سروده است :
أسَدُ الإْلهِ وَ سَيْفُهُ وَ قَناتُهُ * كَالظُّفْرِ يَوْمَ صيالِهِ وَ النَّابِ جاءَ النِّداءُ مِنَ السَّماءِ وَ سَيْفُهُ * بِدَمِ الْكُماةِ يُلِحُّ فيِ التَّسْكابِ لا سَيْفَ إلّا ذُوالْفِقارِ وَ لا فَتًى * إلّا عَليٌّ هازِمُ الْأحْزابِ
[ على ] شير خدا و شمشير و نيزهء اوست كه در روز حمله‌ورشدنش [ در برندگى و كوبندگى ] همچون چنگال و دندان است . در حالى كه شمشيرش به ريختن خون زره‌پوشان اصرار مىورزيد ، از آسمان ندا برخاست : شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على ، شكست‌دهندهء احزاب ، نيست . « 2 » - ابن وزير در « الروض الباسم » : . . . بشر بن مالك كندى عهده‌دار بردن سر حسين عليه السلام شد . وى سر را در حالى به نزد ابن زياد برد كه مىخواند :
امْلَأْ رِكابي فِضِّةً وَ ذَهَبا * أنا قَتَلْتُ الْمَلِكَ الْمُحَجَّبا
قَتَلْتُ خَيْرَ النَّاسِ أُمّاً وَ أبا ركاب مرا از سيم و زر آكنده ساز ؛ چرا كه من پادشاهى را كه [ قدرش از مردمان ] در پرده بود ، كشتم ؛ همو كه در ميان مردم ، بهترين پدر و مادر را داشت . بىگمان ، اين گويندهء فاسق در ستايش اين سرور گلوبريده ، راست گفت و خداى را با همين كار زشتش ديدار كرد . و عبيداللَّه بن زياد دستور داد كه به شتاب ، سر حسين عليه السلام را ببرند و بر سر نيزه كنند تا مردمان از آن دورى جويند . پس طارق بن
هامش
( 1 ) . همان / 252 . ( 2 ) . نظم درر السمطين / 121 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 174 | السيد مير حامد حسين الهندي / السيد علي الميلاني / نادري