نيكبخت شهيد ، صدر الصدور ، ابوالمؤيّد ، موفّق بن احمد مكّى ، اجازتاً ، به سند :
شيخ ابوالغنائم ، محمّد بن على نرسى معدّل ، از شريف ابوعبداللَّه ، محمّد بن على بن عبداللَّه علوى حسينى ، از على بن فضل دهقان ، از محمّد بن زيد رطّاب ، نقل كرد كه وى گفته است : ابراهيم بن محمّد ثقفى گفت : شنيديم كه مردم بصره به سخنى كه از ابوهريره ياد مىشود ، افتخار مىكنند . آن سخن اين است : دنيا بسان پرندهاى برايم نمايان شد كه بصره و مصر دو بال آن بودند ؛ پس آن گاه كه اين دو شهر ويران شوند ، آن رخداد پيش خواهد آمد . . . .
صدر الائمّه ، اخطب خطباى خوارزم ، موفّق بن احمد مكّى و سپس خوارزمى ، براى ما اين حديث را نقل كرد و گفت : سيّد و پيشوا ، مرتضى ابوالفضل حسينى - كه خداى از جانب من پاداش نيكويش دهاد - اين حديث را از كتابش « أتى من مدينة الري » بر من بخواند و گفت : سيّد ابوالحسن ، على بن ابىطالب حسينى شيبانى ، به شيوهء قرائت من بر او ، از شيخ عالم ، ابوالنجم ، محمّد بن عبدالوهّاب بن عيسى تمّار رازى ، از شيخ عالم ، ابوسعيد ، محمّد بن احمد بن حسين نيشابورى ، از محمّد بن على بن جعفر اديب ، به شيوهء قرائت حديث ، از ابوالفرج ، معافا بن زكريّا ، از محمّد بن احمد بن ابىالثلج ، از حسن بن محمّد بن بهرام ، از يوسف بن موسى قطّان ، از جرير ، از ليث ، از مجاهد ، از ابن عبّاس نقل كرد كه وى گفته است :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
لَوْ أنَّ الرِّياضَ أقْلامٌ وَ الْبَحْرَ مِدادٌ وَ الجِنَّ حُسَّابٌ وَ الإْنْسَ كُتَّابٌ ، ما أحْصَوْا فَضائِلَ عَليِّ بْنِ أبيطالِبٍ .
اگر درختان همهء بوستانها ، قلم و آب همهء درياها ، جوهر و جنّيان شمارنده و آدميان نويسنده مىشدند ، قادر به شمارش فضائل على بن ابىطالب نبودند .
مولايم ، صدرنشين دانشيان ، ع لّا مه خوارزمى ، برايم نقل كرد كه فخر خوارزم « 1 »
هامش
( 1 ) . شايد مقصود از فخر خوارزم ، زمخشرى باشد . ( مترجم )