صرف كند كه براى وى قرب به سوى خدا نمىآورد و لو بداند كه منجر به حرام نمىشود .
از مرآة ج 12 شماره 81 ص 260 سطر 13 :
مرحوم علامه در الميزان مىفرمايد : تقواى دين به يكى از امور زير حاصل مىشود :
ترس و اميد و دوستى خداى تعالى فرمود
وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ
حديد 20 / .
در آخرت عذابى دردناك مىشود و يا آمرزش و رضايت الهى نصيب وى مىگردد و زندگانى دنيا جز متاعى فريبنده نيست .
بنا بر اين مؤمن بايد حقيقت دنيا را دريابد و آن عبارت است از اينكه بداند كه وراى آن دارى است كه به نتايج اعمال خود مىرسد كه عذابى دردناك براى گناهان مىباشد كه نتيجه آن خوف است و يا آمرزشى كه نتيجه آن اميد است و طبيعتهاى مردم در اين اهداف مختلف آمده است .
عدهاى كه غالب و اكثرى مردم هستند بر ايشان ترس حكمفرماست و به همين انگيزه و از ترس عذاب الهى عبادت حق سبحان مىكنند عدهاى ديگر اميد بر ايشان غالب است و هر چه بيشتر در وعدههاى الهى از نعمتها و كرامتهاى وى فكر كند اميدش بيشتر مىگردد و به همين جهت در تقوى مىكوشد و اعمال صالح را انجام مىدهد .
دسته سوم كه علما بالله هستند خدا را از ترس عقاب و طمع و در ثواب عبادت نمىكنند بلكه چون شايستگى عبادت دارد او را مىپرستند ، زيرا اسماى حسناى الهى و صفات علياى ربوبى را شناختند پس ايشان به حقيقت خداى تعالى را عبادت مىكنند و جز وجه الله چيزى را نمىخواهند و به عقاب توجهى ندارند تا از آن بترسند و به عذاب اعتنايى ندارند تا به نجات از آن اميد بندند .
مرآة العقول ج / 11 / 173 گويم : در حقيقت اين دسته خدا پرستان واقعى هستند و آن دو دسته نهايت هدفشان خودشان مىباشند . گرچه اعمال آنها صحيح است و قول به عدم صحت افعال عبادى و بطلان آن نادرست است ولى در واقع خودشان محور هستند . بدان كه امر دقيق و ناقد بصير است چه بسا كسانى كه توهم دارند كه از دسته سوم هستند اگر خوب بشكافند خود محور عبادت