تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
شماره 84 ص 277 سطر 6 توقيفيت اسماى الهى : اسما به نسبت به ذات حق تعالى سه قسمند : اول : اسمايى كه اطلاقش بر حق سبحان درست نيست و آن اسمايى است كه عقل اطلاقش را بر حق سبحان محال مىداند مثل اسمايى كه دلالت بر جسميت و امور جسمانى دارند و يا نقص و حاجت را مىرسانند . دوّم : اسمايى كه عقل اطلاق آن را بر حق تعالى روا مىداند و تسميه حق سبحان به آن از طريق اخبار وارد شده ، عيبى ندارد كه حق تعالى را به آن نامها بخوانيم و لازم است كه امر شرعى را در چگونگى اطلاق به لحاظ حالات و اوقات و عبادت‌هاى وجوبى و ندبى امتثال شود . سوم : اسمايى كه عقل اطلاق آن را بر حق سبحان روا مىداند ولى در كتاب و سنت وارد نشده مثل جوهر كه يكى از معانى آن قيام به ذات بدون اتكا به ديگران است قطعا به اين معنا خدا جوهر است ولى ادب اقتضا مىكند كه بر خداى تعالى اطلاق نكنيم گرچه عقلا جايز است . و شايد از جهتى ديگر كه عقل نمىفهمد روا نباشد كه بر حق سبحان اطلاق كنيم زيرا عقل بر همه مناسبت‌هاى ممكنه احاطه ندارد و اين معناى كلام علما است كه اسماى خدا توفيقى است يعنى موقوف بر نص است . نقل از مجمع البيان شماره 85 ص 277 سطر 12 مراد از احصا و شمارش كه با آن داخل بهشت مىشود ايمان آوردن به اين است كه حق سبحان به آنها متصف است . شماره 85 ص 278 سطر 3 بدان كه اسماى حق سبحان يا بر ذات تنها بدون در نظر گرفتن چيزى دلالت مىكند يا با اعتبار چيزى و آن چيز يا اضافى ذهنى است يا سلبى و يا اضافى و سلبى با همديگر است . پس چهار قسم شد .