تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
منزهى از اينكه تو را به معرفت به سزا بشناسيم و حقيقت عبادت را در حق تو نياورديم . لذا خود را در مرحله تقصير مىيابد و از آن استغفار مىكند . شماره 56 ص 174 سطر 11 : در اينكه گناهان باعث مردود شدن دعاست و دعاى مردمى كه گناه مىكنند و اصرار در گناه مىورزند و كسانى كه حرام خوارند پذيرفته نيست ، چنان كه در آداب دعا آمده است علت مردودى دعا و محجوب شدن آن به نزد پروردگار با توضيحى كه در مورد كيفيت استجابت ادعيه داده شد روشن شد ، زيرا اگر دعا با ارتباط و تماس با مبادى عاليه و تحقق به اسماى الهى و با تحقق يگانگى و وحدت داعى مستجاب است شخص گناهكار با قلبى كه متعلق به گناه است بين خود و آن مبادى حجاب‌هايى كشيده كه بسان ابرهاى متراكمى كه جلوى افاضه و استفاده نور خورشيد را مىگيرند و نمىگذارند نفس صافى شود تا مرتبط گردد . همانطور كه گذشت مناسبت نيايشگر با عالم بالا سرّ استجابت دعاست اين مناسبت با صفا و زلال بودن نفس مىسازد نفس تيره كه تعلق به عادت‌ها و گناهان دارد اين زلالى را از دست داده و مناسبت وى با ملكوت از بين رفته است امّا در صورت استغفار و توبهء واقعى و كندن تعلق نفس از مشتهيات ، اين توحّد و يگانگى و مناسبت بر مىگردد مخصوصا گريه بر گناه و اصرار در خواست مناسبتى عظيم را موجبند كه دعا با آن مستجاب است . همين طور ساير گناهان هر كدام آثارى تكوينى در اجتماع دارند كه ارتباط آنها چندان روش نيست ، ولى نظام تكوين بر طبق اين سنت‌ها مىگردد گرچه بر اهل دل پوشيده نيست اما ما محجوبان از اين امر بىاطلاعيم و تنها آثار آنها و بروز آن را مىبينيم و تنها مىدانيم كه چنين ارتباط موجود هست و صحيح است . مولوى در اين زمينه اشعارى سخت مناسب دارد ، در مثنوى دفتر اول بيت 77 - 92 آمده است .
از خدا جويم توفيق ادب * بىادب محروم شد از لطف رب بىادب تنها نه خود را داشت بد * بلك آتش در همه آفاق زد مائده از آسمان در مىرسيد * بىشرى و بيع و بىگفت و شنيد در ميان قوم موسى چند كس * بىادب گفتند كو سير و عدس منقطع شد خوان و نان از آسمان * ماند رنج زرع و بيل و داسمان باز عيسى چون شفاعت كرد حق * خوان فرستاد و غنيمت بر طبق